مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٣ - ب طفیلی بودن باطل و استقلال حق
فرمان امیر المؤمنین را که دستور حکومت و موازین اسلامی حکومت است برای شما بنویسم. صدر اعظم میگوید بیا جلو! و یواشکی از او میپرسد آیا خود علی به این عمل کرد یا نه؟ عالم میگوید بله عمل کرد. میگوید خودش که عمل کرد جز شکست چه نتیجهای گرفت؟ چه چیزی نصیبش شد که حالا تو این را آوردهای که من عمل کنم؟ آن مرد عالم گفت تو چرا این سؤال را جلو مردم از من نپرسیدی و صبر کردی تا همه مردم رفتند، حتّی نوکرها را بیرون کردی و مرا آوردی نزدیک و یواشکی پرسیدی؟
از چه کسی میترسی؟ از این مردم میترسی. تو از چه چیز مردم میترسی؟ غیر از همین علی است که در فکر مردم تأثیر کرده؟ الآن معاویه کجاست؟ معاویهای که مثل تو عمل میکرد کجاست؟ تو خودت هم مجبوری به معاویه لعنت کنی. پس علی شکست نخورده، باز هم امروز منطق علی است که طرفدار دارد، باز هم حق پیروز است. این یک مثل بود ولی بیانگر واقعیت است.
خطبه ٥١ نهج البلاغه استفاده باطل از حق را به خوبی نشان میدهد. حضرت علی (علیه السّلام) در این خطبه میفرماید:
انّما بدء وقوع الفتن اهواء تتّبع.
همانا آغاز فتنهها و نابسامانیها هواهای نفسانی است که متتبّع واقع میشوند (یعنی انسانهایی تحت تأثیر هواهای نفسانی خودشان قرار میگیرند و بعد به جای اینکه خدا را پرستش کنند هواهای نفسانی را پرستش میکنند و دنبال خواستههایشان میروند).
و احکام تبتدع.
و بعد احکامی است که بدعت گزارده میشوند.
یعنی کسی که میخواهد دنبال هوای نفسش برود از چه استفاده میکند؟ از نیروی حق. بدعتی را در لباس دین وارد میکند؛ چون میداند نیرو از آن دین و مذهب است. اگر بگوید من چنین حرفی میزنم کسی حرفش را قبول نمیکند؛ لذا شروع میکند چیزی را به نام دین بیان کردن و میگوید فلان آیه قرآن این مطلب را بیان کرده است و مقصودش این است، یا حدیثی جعل میکند که پیامبر چنین فرمود، امام جعفر صادق چنین فرمود، یعنی از نیروی قرآن و پیغمبر و امام استفاده میکند و روی چیزی