مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٧ - سخن دکتر هشترودی و نقد آن
هشترودی» و با تیتر «انسان زمینی به صورت موجودی کیهانی درمیآید». او گاهی حرفهای عجیب و غریبی میزند. یک سلسله حرفها در این زمینهها دارد که همیشه آنها را تکرار میکند که اهرام مصر را انسانهای روی زمین نساختهاند بلکه انسانهای دیگری از کراتی که در تمدّن پیشرفتهتر بودند آمدند و ساختند و امکان ندارد این را انسان آن روز ساخته باشد و از این حرفها، و اخیراً برای خودش یک «فلسفه اخلاق» ساخته، یعنی او هم یک نوع امانیزم به اصطلاح از خودش اختراع کرده است. در آن مصاحبه، آقای هشترودی مقدّمهای ذکر کرده و در آن، علم و تمدّن امروز را محکوم کرده است. میگوید علم و تمدّن چون نتیجهاش فعلا به ضرر بشر است اکنون محکوم است. قسمتهایی از عبارتهای او را برایتان میخوانم؛ میگوید:
«هیچ حکمی مطلق نیست. همه احکام، نسبی است. شاید به شما گفته باشند که احکام ریاضی مطلق است. احکام ریاضی هم مطلق نیست.»
خبرنگار کیهان میگوید:
«پروفسور هشترودی ریاضیدان پیر ایران با این منطق که هیچ حکمی مطلق نیست به جنگ نامهربانیها میرود و مردم را از تیرهها و ملّتهای گوناگون به زیر پرچم مهرورزیها میخواند و اینکه همه مردم همدیگر را برادر و خواهر بدانند.»
اینجا من نوشتهام: این که میگوید هیچ حکمی مطلق نیست، خود همین حکم که «هیچ حکمی مطلق نیست» حکمی است مطلق یا غیر مطلق؟ یک وقت ما میگوییم هیچ حکمی مطلق نیست مگر این حکم که هیچ حکمی مطلق نیست، این دیگر مطلق است. در این صورت، استثناء چرا؟ اگر بناست هیچ حکمی مطلق نباشد دیگر دلیل ندارد که این یکی استثناء بشود. منطقیین میگویند بعضی از قضایا هست که محال است این قضایا به نحو عموم صادق باشد، حتماً استثناء میخورد؛ مثل این که کسی بگوید: «همه گفتههای من دروغ است». این نمیتواند راست باشد به طوری که همه مصداقهایش راست باشد، چون اگر همه گفتههای من دروغ باشد، از جمله همین گفته من هم باید دروغ باشد. اگر این گفته من دروغ باشد پس باید همه گفتههای من دروغ نباشد و الّا نمیشود این دروغ باشد.