مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٣ - الهام و اشراق
ولی اینطور نیست. امروز جمع بسیاری از دانشمندان، بسیاری از فرضیهها را نوعی الهام به دانشمند تلقّی میکنند. الکسیس کارل در کتاب انسان موجود ناشناخته یکی از طرفداران نظریه اشراق و الهام است. او میگوید:
«به یقین اکتشافات علمی تنها محصول و اثر فکر آدمی نیست. نوابغ علاوه بر نیروی مطالعه و درک قضایا، از خصایص دیگری چون اشراق و تصوّر خلّاقه برخوردارند، به وسیله اشراق چیزهایی را که بر دیگران پوشیده است مییابند و روابط مجهول بین قضایایی که ظاهراً با هم ارتباطی ندارند میبینند و وجود گنجینههای مجهول را به فراست در مییابند و بدون دلیل و تحلیل آنچه را دانستنش اهمّیت دارد میدانند.» [١]
و هم او میگوید:
«دانشمندان را به دو دسته میتوان تقسیم کرد: یکی منطقی و دیگری اشراقی. علوم، ترقّی خود را مرهون این دو دسته متفکر است. در علوم ریاضی نیز که اساس و پایه کاملًا منطقی دارد معهذا اشراق سهم گرفته است ... در زندگی عادی نیز مانند قضایای علمی، اشراق یک عامل شناسایی قوی و در عین حال خطرناکی است و تمیز آن از توهّم گاهی دشوار است ... فقط مردان بزرگ و پاکان سادهدل میتوانند با آن به کمال اوج زندگی معنوی برسند. این موهبت حقّا شگفت انگیز است و درک واقعیت بدون دلیل و تعقّل را غیر قابل تفسیر مینماید.» [٢]
الکسیس کارل عدّهای از دانشمندان ریاضی را نام میبرد و مدّعی میشود که اینها منطقی هستند یعنی معلومات خویش را منحصراً از طریق کسب و استنتاج منطقی به دست آوردهاند، و عدّهای از ریاضیدانان را نام میبرد و مدّعی میشود که اینها اشراقی و الهامی هستند.
دانشمندان دیگر نیز این نظر را تأیید کردهاند. اخیراً یکی از دوستان فاضل مقالهای تحت عنوان «نقش شعور باطن در تجسّسات علمی» از یکی از دانشمندان
[١]. انسان موجود ناشناخته، ص ١٣٤.[٢]. همان مأخذ، ص ١٣٥.