مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٧ - نگاهی به قرآن
چنین هجرتی را قبول ندارد. هر کس به سوی خدا و رسول هجرت میکند باید منتظر اجر و پاداش الهی باشد. اسلام میگوید ما میرویم تا مستضعفین را نجات بدهیم نه اینکه فقط برویم که شکمشان را سیر کنیم.
ما فوجی از ایمان و حق پرستی به حرکت در میآوریم «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْباطِلِ» [١] یعنی از حق یک نیروی انقلابی میسازیم، آن را بر باطل میافکنیم. این نیروی انقلابی است که خودش را مثل گلوله به قلب دشمن میزند. «بالحقّ» یعنی با نیروی حق، با اهل حق. از حق گلولهای میسازیم و این گلوله را محکم به مغز باطل میزنیم تا مغزش متلاشی شود؛ پس ناگهان میبینی که باطل بر افتاد و چیزی هم نبود، فقط هیکلی بود که از او میترسیدی.«فَاذا هُوَ زاهِقٌ [٢] قرآن نمیگوید که باطل بعداً «زهوق» پیدا میکند، میگوید باطل چیز «زاهقی» است، باطل اصلًا رفتنی است.
٥. آیات سوره رعد: قرآن در آیه ١٧ این سوره، حقّ و باطل را به صورت مثلی بسیار جالب و پر معنی بیان داشته است:
انْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ اوْدِیةٌ بِقَدَرِها.
خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد (یعنی آب صاف و پر برکتی). در اثر ریزش این باران بر کوهها و بلندیها، سیلی در وادیها و رودخانهها به اندازه ظرفیتشان به راه افتاد.
فَاحْتَمَلَ السَّیلُ زَبَداً رابِیاً [٣].
پس این سیل، کفی را روی خود حمل کرد.
وَ ممّا یوقِدُونَ عَلَیهِ فِی النّار ابْتِغاءَ حِلْیةٍ اوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ.
همان گونه که وقتی فلّزی را روی آتش میگدازند تا از آن زیور یا وسیلهای بسازند چنین کفی در سطح آن آشکار میشود (موادّ اصلی ته نشین شده و موادّ زائد و به درد نخور روی آن را میگیرد).
[١]. انبیاء/ ١٨.[٢]. انبیاء/ ١٨.[٣]. «زبد» یعنی کف. «رابی» یعنی مرتفع، بالا آمده. «زبداً رابیاً» یعنی کفی که روی آب را فرا گرفته است.