مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - فطریات در ناحیه خواستها
مربوط است [١] و تا آنجا که به هورمونهای بدنی و ترشّحات غدّهها مربوط است، شک ندارد که یک امر غریزی است- خواه اسمش را «فطری» بگذارید و خواه نگذارید- یعنی امری است که اکتسابی نیست و به ساختمان انسان مربوط است. همچنین «خواب»- ماهیت خواب هر چه میخواهد باشد، خستگی سلّولها یا مسموم شدن سلّولها در اثر کار زیاد، و یا مصرف شدن انرژی که باز بدن باید انرژی بگیرد، هر چه هست، بالاخره- مربوط به ساختمان جسمانی انسان است. اینها را معمولًا میگویند «امور غریزی».
ما فعلًا به این امور غریزی یا فطری جسمانی کاری نداریم. اینها از بحث ما خارج است. یک سلسله غرایز یا فطریات است در ناحیه خواستها و میلها که حتّی روانشناسی هم اینها را «امور روحی» مینامد و لذّات ناشی از اینها را نیز «لذّات روحی» مینامد، مثل میل به فرزند داشتن. میل به فرزند داشتن غیر از غریزه جنسی است که مربوط به ارضاء شهوت است. غیر از این، هر کسی مایل است فرزند داشته باشد، و لذّتی که انسان از داشتن فرزند میبرد یک لذّتی است که شبیه این لذّتها نیست، یعنی لذّت جسمانی نیست و به هیچ عضوی وابسته نمیباشد. حال فرقی هم که خود روانشناسها میان لذّات روحی و لذّات جسمی گذاشتهاند به جای خود؛ از بحث ما خارج میشود.
برتری طلبی، تفوّق خواهی و قدرت طلبی نیز در انسان یک عطش روحی است.
انسان هر مقدار قدرت داشته باشد باز میخواهد قدرت بیشتری داشته باشد و این امر حتّی لانهایی هم هست. سعدی میگوید:
نیم نانی گر خورد مرد خدای | بذل درویشان کند نیم دگر | |
هفت اقلیم ار بگیرد پادشاه | همچنان در بند اقلیمی دگر | |