مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٨ - اعترافات دیگران
این است که کسانی که خود شخصاً مطالعهای ندارند بدانند که اگر کوچکترین نشانهای در این زمینه وجود میداشت از نظر مورّخان کنجکاو و منتقد غیر مسلمان پنهان نمیماند.
رسول اکرم در خلال سفری که همراه ابوطالب به شام رفت، ضمن استراحت در یکی از منازل بین راه، برخورد کوتاهی با یک راهب به نام «بحیرا» [١] داشته است. این برخورد، توجّه خاورشناسان را جلب کرده است که آیا پیغمبر اسلام از همین برخورد کوتاه چیزی آموخته است؟
وقتی که چنین حادثه کوچکی توجّه مخالفان را در قدیم و جدید برانگیزد، به طریق اولی اگر کوچکترین سندی برای سابقه آشنایی رسول اکرم با خواندن و نوشتن وجود میداشت، از نظر آنان مخفی نمیماند و در زیر ذرّه بینهای قوی این گروه چندین بار بزرگتر نمایش داده میشد.
برای اینکه مطلب روشن شود لازم است در دو قسمت بحث شود:
١. دوره قبل از رسالت.
٢. دوره رسالت.
در دوره رسالت نیز از دو نظر باید مطلب مورد مطالعه قرار گیرد:
١. نوشتن.
٢. خواندن.
بعداً خواهیم گفت آنچه قطعی و مسلّم است و مورد اتّفاق علمای مسلمین و غیر آنهاست این است که ایشان قبل از رسالت کوچکترین آشنایی با خواندن و نوشتن نداشتهاند. امّا دوره رسالت آن اندازه قطعی نیست. در دوره رسالت نیز آنچه مسلّمتر است ننوشتن ایشان است، ولی نخواندنشان آن اندازه مسلّم نیست. از برخی روایات شیعه ظاهر میشود که ایشان در دوره رسالت میخواندهاند ولی نمینوشتهاند، هر چند روایات شیعه نیز در این جهت وحدت و تطابق ندارند. آنچه از مجموع قرائن و دلائل استفاده میشود این است که در دوره رسالت نیز نه خواندهاند و نه نوشتهاند.
[١]. پرفسور ماسینیون، اسلام شناس و خاورشناس معروف، در کتاب سلمان پاک در اصل وجود چنین شخصی، تا چه رسد به برخورد پیغمبر با او، تشکیک میکند و او را شخصیت افسانهای تلقّی مینماید، میگوید: «بحیرا سرجیوس و تمیم داری و دیگران که روات در پیرامون پیغمبر جمع کردهاند اشباحی مشکوک و نایافتنیاند».