مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧١ - حقایق نامحسوس
و کاملتر از حیات. مرده مطلق وجود ندارد، مرده مطلق، معدوم مطلق است.
در عین حال، با اینکه حقیقت حیات بر بشر مجهول است و یا غیر قابل درک است، آثار حیات و زندگی از همه چیز نمایانتر و آشکارتر است. با اینکه خود حیات و زندگی را احساس نمیکنیم- یعنی خود حیات را نمیبینیم، لمس نمیکنیم، نمیچشیم- ولی آثارش را میبینیم و لمس میکنیم. آثار حیات ظاهر است و خود حیات باطن. ما از این ظاهر به وجود آن باطن پی میبریم؛ از این قشر و از این پوست به آن لبّ و مغز میرسیم.
حقایق نامحسوس
افرادی در دنیا پیدا شدهاند که گفتهاند ما جز به چیزهایی که مستقیماً وجود آنها را احساس میکنیم و به وسیله یکی از حواسّ خود آنها را مییابیم ایمان نداریم؛ تنها چیزی قابل اعتقاد و ایمان است که مستقیماً بشود آن را احساس کرد، هر چه محسوس نیست موجود نیست، لذا میگوییم طبیعت موجود است زیرا مستقیماً قابل لمس و احساس است و ماورای طبیعت موجود نیست به دلیل آنکه قابل لمس و احساس نیست.
گذشته از اینکه این منطق در حدّ خود ناقص است، زیرا چرا و به چه دلیل هر چیزی که من احساس نمیکنم، وجود ندارد؟، یک نقص بزرگتری در این طرز بیان هست و آن اینکه حساب نکردهاند که در خود طبیعت حقایق مسلّم و قطعی و غیر قابل انکاری هست که ما با وجود آنکه با یکی از حواسّ خود آنها را درک نکردهایم از راه آثار وجودی آنها، آنها را شناختهایم. حیات و زندگی، یکی از آنهاست. لازم نیست که هر چه نامحسوس است متعلّق به ماوراء طبیعت باشد. ماوراء طبیعت نامحسوس است، امّا هر نامحسوسی جزء ماوراء طبیعت نیست.
دانشمندانی که دقیقاً در این موضوعات حساب کرده و دقّت کامل نمودهاند به ثبوت رسانیدهاند که خیلی از حقایق مسلّم در همین جهان طبیعت که در دامن او هستیم و در دامن او پرورش مییابیم هست و قطعاً وجود دارد و حال آنکه مستقیماً قابل احساس و لمس نیست. مگر ما خود جسم و مادّه را مستقیماً احساس میکنیم؟! آنچه مستقیماً حواسّ ما درک میکند، یا از نوع رنگ و شکل است یا از نوع اندازه و