مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٦ - نظریه فطری بودن دین
مادر، خویشان و رهبران و بزرگان میمیرند، یک یک اطراف او را خالی میگذارند، پس آرزوی هدایت شدن، دوست داشتن، محبوب بودن و اتّکاء و امید داشتن به کسی، زمینه قبول عقیده به خدا را در او ایجاد میکند.» [١]
به عقیده اینشتاین خدایی که ناشی از این احتیاج است نیز خدای واقعی نیست. صفاتی که برای او فرض میشود همه صفات انسانی است. کتاب مذهبی یهودیان و همچنین انجیل اینچنین خدایی را معرّفی میکنند. این مذهب نسبت به مذاهب ترس یک درجه تکامل یافته است. آنگاه چنین میگوید:
«ولی فراموش نشود که در این بین عدّه قلیلی از افراد و اجتماعات یافت میشوند که یک معنی واقعی از وجود خدا را ورای این اوهام دریافتهاند که واقعاً دارای خصائص و مشخّصات بسیار عالی و تفکرات عمیق و معقول بوده به هیچ وجه قابل قیاس با آن عمومیت عقیده نیستند.» [٢]
مقصودش این است که گمان نرود در میان اجتماعاتی که آن دو نوع مذهب وجود داشته و دارد همه افراد فکرشان درباره خدا سطحی است؛ افرادی هم در همان جماعات یافت میشوند که خدا را آنچنان که شایسته قدس و جلال او هست در نظر میآورند و پرستش مینمایند. آنگاه چنین میگوید:
«یک عقیده و مذهب ثالث، بدون استثناء در ذهن همه وجود دارد، گر چه با شکل خالص و یکدست در هیچکدام یافت نمیشود. من آن را «احساس مذهبی آفرینش یا وجود» مینامم. بسیار مشکل است که این احساس را برای کسی که کاملًا فاقد آن است توضیح دهم، بخصوص که در اینجا دیگر بحثی از آن خدا که به اشکال مختلفه تظاهر میکند نیست. در این مذهب، فرد به کوچکی آمال و هدفهای بشر و عظمت و جلالی که در ماورای امور و پدیدهها در طبیعت و افکار تظاهر مینماید پی میبرد. او وجود خود را یک نوع زندان میپندارد چنانکه میخواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستی را یکباره به عنوان حقیقت واحد دریابد ...» [٣]
[١]. مجموعهای از نامهها و مقالات آلبرت اینشتاین، فصل «مذهب و علوم».
٢ و ٣. همان مأخذ.