مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣ - مفهوم کلمه « امّی »
* اوّلًا، از قدیمترین ایام، مفسّران اسلامی کلمه «امّی» و «امّیون» را سه جور تفسیر کردهاند و لا اقل احتمالات سه گانهای درباره آن ذکر کردهاند. مفسّران اسلامی بر خلاف ادّعای آقای دکتر سید عبداللّطیف فقط به یک معنی نچسبیدهاند.
* ثانیاً، هیچ کس نگفته است که کلمه «امّی» به معنی نوزاد چشم و گوش بسته است که معنی ضمنی آن کسی باشد که نمیتواند بخواند و بنویسد. این کلمه اساساً در مورد نوزاد به کار نمیرود؛ در مورد بزرگسالی به کار میرود که از لحاظ فنّ خواندن و نوشتن به حالتی است که از مادر زاده شده است، به اصطلاح علمای منطق مفهوم «عدم و ملکه» دارد. منطقیین اسلامی همواره این کلمه را به عنوان یکی از مثالهای عدم و ملکه در کتب منطق ذکر میکردهاند.
* ثالثا، اینکه میگوید یکی از معانی این کلمه این بوده که با متنهای قدیم سامی آشنایی نداشته باشد، صحیح نیست. آنچه از اقوال قدمای مفسّرین و اهل لغت استفاده میشود این است که این کلمه در حالت جمع (امّیین) به مشرکین عرب گفته میشده است در مقابل اهل کتاب، به این علّت که غالباً مشرکین عرب بیسواد بودند، و ظاهراً این عنوان تحقیر آمیز را یهودیان و مسیحیان به آنها داده بودند.
ممکن نیست مردمی فقط به خاطر اینکه با زبان و کتاب مخصوصی آشنایی ندارند ولی به زبان خودشان بخوانند و بنویسند به آنها «امّیین» گفته شود؛ زیرا به هر حال ریشه این کلمه بنا بر این تفسیر نیز کلمه «امّ» یا «امّت» است و مفهوم باقی بودن به حالت اوّلی و مادرزادی را میرساند.
و امّا علّت اینکه این کلمه از ریشه امّ القری شناخته نشده است با اینکه به صورت احتمال همواره آن را ذکر میکردهاند، اشکالات فراوانی است که در این معنی وجود داشته است و قبلًا بیان شد.
پس تعجّب این دانشمند هندی بیجاست.
مؤید این مدّعا این است که در برخی استعمالات دیگر این کلمه که در روایات یا تواریخ ضبط شده است مفهومی جز «درس ناخوانده» ندارد. در بحار الانوار جلد ١٦ چاپ جدید صفحه ١١٩ مینویسد از خود پیغمبر اکرم روایت شده است:
نَحنُ امَّةٌ امِّیةٌ لا نَقرَءُ وَ لا نَکتُبُ.
ما قومی امّی هستیم که نه میخوانیم و نه مینویسیم.