مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠ - جبر تاریخ
جبر تاریخ
کلمهای است مرکب از دو جزء: جبر، تاریخ.
جبر یعنی حتمیت و اجتناب ناپذیری و به اصطلاح فلاسفه: ضرورت و وجوب.
وقتی که مثلًا میگوییم ٥ ٥ ضرورتاً و جبراً مساوی با ٢٥ است یعنی حتماً چنین است و خلاف آن ناممکن است. بدیهی است که جبر در این اصطلاح که مفهومی فلسفی است غیر از جبر به مفهوم حقوقی و فقهی و عرفی است که به معنی اکراه و اعمال زور است. «٥ ٥» به حکم طبیعت ذاتی خود مساوی ٢٥ است نه به حکم یک قوّه جبریه و با اعمال زور.
امّا تاریخ: تاریخ یعنی مجموعه حوادثی که سرگذشت بشر را تشکیل میدهد.
سرگذشت بشر جریانی طی میکند و نیروهایی در کار است که آن را میگرداند و اداره مینماید. همچنانکه یک چرخ دستی یا یک کارخانه با نیروی دست یا بخار میگردد، تاریخ نیز با عوامل و نیروهایی میگردد و دور میزند و بالا میرود.
پس جبر تاریخ یعنی حتمیت و اجتناب ناپذیری سرگذشت بشر. اگر گفتیم حرکت تاریخ جبری است به معنی این است که عوامل مؤثّر در زندگی اجتماعی بشر تأثیرات قطعی و غیر قابل تخلّف دارند؛ اثر بخشیدن این عوامل، ضروری و حتمی و اجتناب ناپذیر است.