مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣ - نظریه فطری بودن دین
تشکیل میگردد؛ خیر، روان ناخودآگاه جزء سرشت بشر است، عناصر رانده شده میروند آنجا و به آن ملحق میشوند؛ دین جزء اموری است که در روان ناخودآگاه بشر به طور فطری و طبیعی وجود دارد.
روان شناس و فیلسوف معروف امریکایی «ویلیام جیمز» کتابی نوشته که خیال میکنم به نام دین و روان چاپ شده. من چاپ شده آن را ندیدهام. در پنج یا شش سال پیش که یکی از دوستان آن را ترجمه کرده بود نسخه خطّی ترجمه را آورد پیش من که ببینمش؛ ترجمهاش را آن وقت خواندم. در آن موقع هنوز اسمی روی کتاب نگذاشته بود، شنیدهام حالا چاپ شده. ویلیام جیمز روان شناسی تجربی را به سبک مخصوص خود ابداع کرده است و روی مسائل روانی- مذهبی سالها مطالعه کرده، سالها افراد را، بیماران و غیر بیماران را مورد تجربه و آزمایش قرار داده و روی ایشان مطالعه کرده است. این شخص در کتاب خود میگوید:
«درست است که سرچشمه بسیاری از امیال درونی ما امور مادّی طبیعی است، ولی بسیاری از آنها هم از دنیایی ماورای این دنیا سرچشمه میگیرد.» [١]
او همچنین میگوید:
«دلیل اینکه اصولا بسیاری از کارهای بشر با حسابهای مادّی جور در نمیآید همین است.» [٢]
میگوید:
«من در هر امر «مذهبی» همیشه نوعی وقار و صمیمیت، وجد و لطف، محبّت و ایثار میبینم. حالات روانی- مذهبی خواصّی دارد که آن خواص با هیچ حالت از حالات بشر تطبیق نمیکند.» [٣]
[١]. دین و روان، ترجمه مهدی قائنی.[٢]. همان مأخذ.[٣]. دین و روان، ص ١٥.