مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٢ - عبادت حقیقی
تهران میرفت، یک روز رفت بالای منبر و گفت: ایها الناس! همه پیغمبران آمدهاند شما را به توحید دعوت کردهاند، من آمدهام شما را به شرک دعوت میکنم. خیلی نظرها را به خود جلب کرد که این چه میگوید؟ بعد گفت: همه پیغمبران آمدهاند گفتهاند فقط خدا را بپرستید، فقط برای خدا کار کنید، من میگویم یک کمی هم برای خدا کار کنید، یعنی همه کارهایتان خالصانه برای غیر خدا نباشد.
کاری که خالصانه برای غیر خداست یعنی کاری که آدمی فقط برای دنیا انجام میدهد که هیچ به خدا ارتباط پیدا نمیکند؛ ولی انسان در برخی از کارها خدا را وسیله قرار میدهد برای خواستههای نفسانی خودش. این گونه کارها و لو در آن «خدا» وسیله است و هدف نیست امّا باز یک نوع رفتن به در خانه خداست؛ من میدانم خداست که سررشته کارهای دنیا در دستش است، خداست که میتواند مشکلات دنیایی مرا حل کند، اگر به خاطر مشکلات دنیا نبود به طرف خانه خدا نمیرفتم ولی حالا میروم به در خانه خدا امّا برای مشکلات دنیا. شک ندارد که این خودش نوعی شرک است، یعنی پرستشی است که خدا از هدف بودن خارج، و وسیله شده است برای خواسته نفسانی. ولی خداوند متعال این نوع شرکها را که شرکهای خفی است به نوعی از انسان میپذیرد، یعنی همان چیزی را که انسان میخواهد به او میدهد.
در آخرت هم همینطور است. اگر انسان عبادت را انجام بدهد برای خواستههای اخروی، خدای متعال همان خواستههای اخروی را به او میدهد، امّا این، عبادت به معنای واقعی عبادت و پرستش خدا که خدا پرستش شده باشد نیست؛ خدا آن وقت پرستش شده است که خدا برای خود خدا پرستش شده باشد، یعنی پرستش حقیقی و اخلاص حقیقی فقط و فقط آن است، باقی دیگر اینها مراتب و درجاتی از شرک است ولی شرکهای خفی است که این شرکهای خفی، در عالم آخرت عقوبت ندارد؛ امّا شک ندارد که اینها شرک است، یعنی توحید یک درجه و یک مرتبه نیست؛ حتّی حدیثی هست- خیلی عجیب است- که:«انَّ دَبیبَ الشِّرْک فِی الْقَلْبِ اخْفی مِنْ دَبیبِ النَّمْلَةِ السَّوْداءِ عَلَی الصَّخْرَةِ الصَّمّاءِ فِی اللَّیلَةِ الظَّلْماءِ» [١] (این نشان میدهد که
[١]. [در بحار الانوار، ج ٧٢، باب ٩٨/ ص ٩٦ به این صورت آمده است:
انّ الشّرک اخفی من دبیب النّمل فی اللّیلة الظّلماء علی المسح الاسود.]