مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧ - راه شناخت
میشنوید و میگویید که جونز با شما صحبت میکند؛ حس میکنید دستی به شما میخورد و میگویید که جونز با دست خود شما را لمس میکند؛ اگر او به تازگی حمّام نکرده باشد، از نزدیک شدن او احساس اشمئزاز میکنید و این رایحه نامطبوع را به جونز نسبت میدهید. و اکنون اگر تحت تأثیر این بحث قرار گرفته باشید ممکن است او را خطاب کنید که گویی در پشت تلفن است و بگویید: تو آنجا هستی؟ و بلا فاصله بشنوید: «اوه بله، مگر نمیبینی؟!» لکن اگر همه اینها را شاهد بگیرید به اینکه او آنجاست، نقطه نظر این بحث را درنیافتهاید ...» [١]
مقصود راسل این است که حتّی وجود فردی مثل آقای جونز برای رفیق و دوستش یک نوع استنباط است نه یک اطّلاع و مشاهده مستقیم. ولی راسل به حکم اینکه یگانه شناخت منطقی که قبلا مورد قبول قرار داده این میداند که شیء مورد شناسایی مستقیما تحت مطالعه در آمده باشد و یا لااقل نتیجه یک تعمیم باشد در صورتی که وجود آقای جونز نه مستقیماً مشهود انسان واقع میشود و نه نتیجه تعمیم مشهودها به غیر مشهودهاست، پس نتیجه میگیرد منطقاً وجود آقای جونز مشکوک است و از نظر علمی غیر قابل اثبات. این نتیجهگیری غلط، ناشی از سیستم منطقی و فلسفی غلط راسل در باب شناخت منطقی است که بعداً توضیح خواهیم داد.
نکته دیگر که باید یاد آوری شود این است که تنها یک ذهن فلسفی در وجود کسی مانند آقای جونز شک میکند؛ ذهن ساده عامیانه هرگز شک به خود راه نمیدهد. چرا؟
آیا از قبیل شک در بدیهیات است؟ البتّه نه. آیا کودک و یا انسان عامی آنگاه که در برابر آیینه میایستد و صورت خویش را در درون آیینه میبیند، شک میکند که آن صورت واقعاً در درون آیینه وجود دارد و حال آنکه یک ذهن علمی شک ندارد در اینکه در درون آیینه صورتی وجود ندارد؟
حقیقت این است که ذهن غیر فلسفی توجّه ندارد که آنچه میبیند وجود عینی اشیاء نیست، صور منعکسه از آنها در ذهن است؛ از این رو در وجود هر چه میبیند مادامی که تجربه خلاف آن را ثابت نکرده شک نمیکند. امّا ذهن فلسفی میان آندو فرق میگذارد. صور منعکسه اشیاء در ذهن برای ذهن فلسفی تنها حکایتگر برخی فعل و
[١]. خلاصه از آنچه در صفحات ٥٨- ٦٠ کتاب جهان بینی علمی تألیف راسل ترجمه حسن منصور آمده است.