مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥ - راه شناخت
از راه مطالعه آثار و نشانههاست. مثلًا ما آثار حیات را از طریق بررسی و مشاهده مستقیم میشناسیم، امّا خود حیات را به عنوان عاملی که تنها در جانداران وجود دارد، از راه آثار و نشانههایش شناخته و تصدیق میکنیم. به عبارت دیگر، شناخت ما از حیات یک شناخت غیر مستقیم و یک نوع استنباط و از طریق نوعی استدلال و به اصطلاح «برهان انّی» است، همچنانکه شناخت ما از روان ناخود آگاه نیز نوعی استنباط و از طریق آثار و نشانهها و «برهان انّی» است. شناخت ما از روان خود آگاه، شناخت مستقیم و از طریق مشاهده درونی است و از روان ناخود آگاه، شناخت غیر مستقیم.
آیا هیچ میدانید که شناخت ما از وقایع و حوادث گذشته، از افراد و اشخاص گذشته- مثلًا شناخت ما درباره بوعلی سینا- از نوع شناخت غیر مستقیم، یعنی از نوع استنباط و استدلال و «برهان انّی» است؟!
انسان در ابتدا میپندارد که اطّلاعش بر حوادث و وقایع گذشته، به دلیل اینکه آن وقایع در زمان خودشان اموری محسوس و ملموس بودهاند، از نوع اطّلاع مستقیم است، خصوصاً وقتی که ملاحظه میکند که از اشخاص متعدّد خبر آنها را «شنیده» است و یا در کتاب «دیده» است؛ غافل از آنکه آنچه شنیده یک سلسله کلمات و اصوات و الفاظ است که از دهان یک انسان معاصر بیرون آمده و آنچه دیده است یک عدّه مرکبها بر روی کاغذها به صورت خطوط است که روزی به این شکل در آمده و هم اکنون موجود است. ولی بوعلی هیچکدام از اینها نیست. ذهن با نوعی استدلال و برهان عقلی- هر چند به قول راسل برای کسانی که ذهن فلسفی ندارند ناآگاهانه است- بر وجود شخصی به نام بوعلی با مشخّصات خاص، اذعان یقینی غیر قابل تردید میکند؛ یعنی وجود بوعلی برای ذهن مردم این عصر یک وجود استنباطی و معقول است نه یک وجود احساسی و مشهود.
بالاتر اینکه اگر موشکافی کنیم و اذعانهای ذهن را درباره موجودات حاضر که.
فکر میکنیم محسوس است کاملًا بررسی کنیم، ثابت میشود که حتّی آگاهی و شناخت ما از یک انسان که دائماً با او معاشر هستیم نیز از نوع آگاهی غیر مستقیم و شناختهای استنباطی و عقلانی و از طریق «آیه» ها و «نشانه» هاست.
تنها موجودی که آگاهی ما از او آگاهی مستقیم و بلاواسطه است نه از راه آثار و نشانهها، نفس خود ماست، و گرنه آگاهی ما از هر موجود دیگر از طریق آیهها و