مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٥ - چرا مارکسیستها تاریخ را تاریک معرّفی می کنند؟
البتّه گاهی مارکسیستها قبول میکنند که در تاریخ، نهضتهایی از طرف محرومان میشده (هر چند محرومان طرفدار حقوق خودشان بودهاند نه طرفدار عدالت، منتها اگر عدالت اجرا شود با حقوق آنها تطبیق میکند)، ولی این نهضتها در دورهای که وضع تولید، مالکیت خصوصی یا بردهداری و یا فئودالیسم و بورژوازی را ایجاب میکرده، نمیتوانسته به نتیجه برسد، مانند حرکت بر خلاف مسیر آب که نمیتواند نتیجه بدهد. روبنا به طور موقّت و قشری میتواند بر خلاف زیر بنا حرکت کند امّا نه برای همیشه. اگر هم احیانا برقی در تاریخ به سود بشریت جهیده خیلی موقّتی بوده و بعد خاموش شده و ظلمت دوباره حاکم شده و آنچه آمده بوده تا قاتق نان بشر باشد، بلای جان او شده است. مذاهب هر چند توانستند تأثیرات محدودی داشته باشند امّا هیچ گره کوری را از زندگی بشر باز نکردند؛ شبیه مدینه فاضله افلاطون که چون طرحی ایدهآل و ذهنی و غیر عملی بود هیچ کس، و حتّی خود افلاطون [١]، آن را پیاده نکرد. پس این جریانها حکم لحظه را دارد. اگر امیر المؤمنین پنج سال خلافت کرد و عدالتگستری نمود، این پنج سال حکومت علی (علیه السّلام) در مقایسه با تاریخ بشریت حکم یک ثانیه را دارد و به حساب نمیآید. آنچه بر کلّ تاریخ حاکم بوده ظلمها و تاریکیها بوده است.
این یک نوع مبارزه زیرکانه مارکسیستهاست که گاهی مذهبیها هم از روی نادانی گول آن را میخورند. این یکی از آن نقشهها و طرحهای طرّارانه آنهاست برای بیاعتبار جلوه دادن مذهب. چون آنکه در تمام طول تاریخ منادی حقّ و عدالت بوده، آنکه به حمایت مظلومین و اهل حق برخاسته، فقط مذهب بوده؛ حتّی فیلسوفان قدیم هم به این قبیل مسائل فکر نمیکردند. در مذهب بوده که عدالت مطرح شده، مبارزه با ظلم مطرح شده، راستی و درستی مطرح شده، برابری و برادری مطرح شده.
و این بزرگترین دروغ و تهمت به تاریخ است.
من در یک سخنرانی تحت عنوان «حماسه حسینی» از بعضی روضه خوانها و منبریها انتقاد کردم، گفتم این حادثه عاشورا دارای دو صفحه است، دو چهره دارد: یک صفحه سیاه و یک صفحه سفید؛ سکهای است که دورو دارد: در یک طرف ظلم و جنایت و بیرحمی و نامردمی و قساوت است. قهرمان این صفحه ابن زیاد است و عمر سعد و
[١]. افلاطون نتوانست حتّی یک دهکده را بر اساس طرح خودش بسازد و خودش آخر عمر دست از تزش برداشت.