مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - تحرّک و انعطاف
میرساند. اسلام هدفها و معانی و ارائه طریقه رسیدن به آن هدفها و معانی را در قلمرو خود گرفته و بشر را در غیر این امر آزاد گذاشته است و به این وسیله از هر گونه تصادمی با توسعه تمدّن و فرهنگ پرهیز کرده است.
در اسلام یک وسیله مادّی و یک شکل ظاهری نمیتوان یافت که جنبه «تقدّس» داشته باشد و مسلمان وظیفه خود بداند که آن شکل و ظاهر را حفظ نماید؛ از این رو پرهیز از تصادم با مظاهر توسعه علم و تمدّن، یکی از جهاتی است که کار انطباق این دین را با مقتضیات زمان آسان کرده و مانع بزرگ جاوید ماندن را از میان بر میدارد.
٤. رمز دیگر خاتمیت و جاودانی بودن این دین که آن نیز از هماهنگی با قوانین فطری سرچشمه میگیرد این است که برای احتیاجات ثابت و دائم بشر قوانین ثابت و لا یتغیری در نظر گرفته و برای اوضاع و احوال متغیر وی وضع متغیری را پیش بینی کرده است.
قبلًا گفتیم که پارهای از احتیاجات بشر، چه در زمینههای فردی و چه در زمینههای اجتماعی، وضع ثابتی دارد و در همه زمانها یکسان است. نظامی که انسان باید به غرایز خود بدهد که «اخلاق» نامیده میشود و نظامی که باید به اجتماع بدهد که «عدالت» خوانده میشود و رابطهای که باید با خالق خود داشته باشد و ایمان خود را تجدید و تکمیل کند که «عبادت» نامیده میشود، از این قبیل است.
قسمتی دیگر از احتیاجات بشر متغیر است و از لحاظ قانون وضع متغیری را ایجاب میکند. اسلام برای این احتیاجات متغیر وضع متغیری در نظر گرفته است از این راه که این اوضاع متغیر را با اصول ثابت و لایتغیر مربوط کرده است و آن اصول ثابت در هر وضع جدید و متغیری قانون فرعی خاص و متناسبی تولید مینمایند. به ذکر دو مثال قناعت میکنیم:
در اسلام یک اصل اجتماعی هست به این صورت:
وَ اعدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ ١.
تا آخرین حدّ امکان در برابر دشمن نیرو تهیه کنید و نیرومند باشید.