مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - تحرّک و انعطاف
قوانین فطری اعلام نموده است. این جهت است که به قوانین اسلام امکان جاویدانی بودن داده است.
اتّکاء و وابستگی اسلام را با فطرت با مشخصّات ذیل میتوان شناخت:
١. پذیرش و وارد کردن عقل در حریم دین: هیچ دینی مانند اسلام با عقل پیوند نزدیک نداشته است و برای او «حق» قائل نشده است. کدام دین را میتوان پیدا کرد که عقل را یکی از منابع احکام خود معرّفی کند؟ فقهای اسلام منابع و مدارک احکام را چهار چیز شمردهاند: کتاب، سنّت، اجماع، عقل. فقهای اسلام میان عقل و شرع رابطه ناگسستنی قائلاند و آن را «قاعده ملازمه» مینامند، میگویند:
کلّ ما حکم به العقل حکم به الشّرع و کلّ ما حکم به الشّرع حکم به العقل.
هر چه را عقل دریابد، شرع بر طبق آن حکم میکند، و هر چه شرع حکم کند، مبنای عقلی دارد.
عقل در فقه اسلامی، هم میتواند خود اکتشاف کننده یک قانون باشد و هم میتواند قانونی را تقیید و تحدید کند و یا آن را تعمیم دهد و هم میتواند در استنباط از سایر منابع و مدارک مددکار خوبی باشد.
حقّ دخالت عقل از آنجا پیدا شده که مقرّرات اسلامی با واقعیت زندگی سر و کار دارد. اسلام برای تعلیمات خود رمزهای مجهول لا ینحلّ آسمانی قائل نشده است.
٢. جامعیت، و به تعبیر خود قرآن «وسطیت»: یکجانبه بودن یک قانون و یا یک مکتب، دلیل منسوخ شدن خود را همراه دارد. عوامل مؤثّر و حاکم بر زندگی انسان فراوان است. چشم پوشی از هر یک از آنها خود به خود عدم تعادل ایجاد میکند.
مهمترین رکن جاوید ماندن توجّه به همه جوانب مادّی و روحی و فردی و اجتماعی است. جامعیت و همه جانبه بودن تعلیمات اسلامی، مورد قبول اسلام شناسان است.
بحث تفصیلی درباره این مطلب از عهده این گفتار بیرون است.
٣. اسلام هرگز به شکل و صورت و ظاهر زندگی نپرداخته است. تعلیمات اسلامی همه متوجّه روح و معنی و راهی است که بشر را به آن هدفها و معانی