مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧ - مقتضیات زمان
پسندهای زمان نیست، کنترل و اصلاح زمان نیز هست. اگر انسان باید صد در صد خود را با زمان تطبیق دهد پس زمان را با چه چیز تطبیق بدهد؟!
از نظر افراد کم فکر، «مقتضیات زمان» یعنی سلیقه و پسند رایج روز. جمله «دنیای امروز نمیپسندد» از هر منطق نظری و عملی و صوری و مادّی و قیاسی و تجربی و استقرائی برای کوبیدن شخصیت اینان و تسلیم بلا شرط کردنشان مؤثّرتر است. از نظر طرز فکر اینان همین که چیزی از سلیقه و مد روز- خصوصاً در دنیای غرب- افتاد، کافی است که حکم کنیم «مقتضیات زمان» تغییر کرده است، «جبر تاریخ» است، «اجتناب ناپذیر» است؛ «لازمه ترقّی و تعالی» است، در صورتی که میدانیم زمان و محیط و عوامل اجتماعی را بشر میسازد، از عالم قدس وارد نمیشود، و بشر- هر چند غربی باشد- جایز الخطاست.
بشر همان طوری که عقل و علم دارد، شهوت و هوای نفس هم دارد و همان طوری که در جهت مصلحت و زندگی بهتر گام بر میدارد، احیاناً انحراف هم پیدا میکند؛ پس زمان نیز، هم امکان پیشروی دارد و هم امکان انحراف. با پیشرویهای زمان باید پیش رفت و با انحرافات آن باید مبارزه کرد.
«مقتضیات زمان» مانند «آزادی» از کلماتی است که- مخصوصاً در مشرق زمین- سرنوشت شومی داشته است و اکنون به شکل یک ابزار استعماری کامل برای درهم کوبیدن فرهنگ اصیل شرق و تحمیل روح غربی در آمده است. چه سفسطهها که به این نام صورت میگیرد و چه بدبختیها که با این تابلوی قشنگ تحمیل میگردد!
میگویند عصر علم است. میگوییم صحیح است، امّا آیا همه سرچشمهها جز سرچشمه علم در وجود بشر خشکیده است و هر چه پدید میآید فرزند خالص و مشروع علم است؟! در کدام عصر، علم و دانش مانند عصر ما قوّت و قدرت و گسترش داشته است و در کدام عصر مانند این عصر آزادی خود را از کف داده و مقهور دیو شهوت و اژدهای خودخواهی و جاه طلبی و پول پرستی و استخدام و استثمار بوده است؟!
کسانی که مدّعی هستند مقتضیات متغیر زمان ایجاب میکند هیچ قانونی جاوید نماند، اوّل باید دو موضوع بالا را از یکدیگر تفکیک کنند تا معلوم گردد که در اسلام هرگز چیزی وجود ندارد که با پیشروی به سوی زندگی بهتر مخالف باشد.
مشکل عصر ما این است که بشر امروز کمتر توفیق مییابد میان ایندو تفکیک