مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢ - تقرّب به خدا یعنی چه؟
تودهای از آب و گل میداند و نمیخواهد به اصل فَاذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ روحی [١] اعتراف کند و حتّی این تعبیر را نیز حمل به یک معنای مجازی میکند، چارهای ندارد جز انکار قرب واقعی حق.
ولی چه لزومی دارد که ما انسان را اینچنین حقیر و خاکی فرض نماییم تا مجبور شویم همه چیز را تأویل و توجیه کنیم؟ خداوند کمال مطلق و نامحدود است، و از طرفی حقیقت وجود مساوی با کمال است و هر کمال واقعی به حقیقت وجود که حقیقتی اصیل است باز میگردد از قبیل علم، قدرت، حیات، اراده، رحمت، خیریت و غیره.
موجودات در اصل آفرینش به هر نسبت که از وجودی کاملتر- یعنی از وجودی قویتر و شدیدتر- بهرهمند هستند، به ذات الهی که وجود محض و کمال صرف است نزدیکترند. طبعاً فرشتگان از جمادات و نباتات به خداوند نزدیکترند و به همین جهت بعضی از فرشتگان از بعضی دیگر مقرّبترند، بعضی حاکم و مطاع بعضی دیگر میباشند؛ و البتّه این تفاوت مراتب قرب و بعد مربوط به اصل خلقت و به اصطلاح مربوط به قوس نزول است.
موجودات، بخصوص انسان، به حکم «انّا لِلّهِ وَ انّا الَیهِ راجِعونَ» [٢] به سوی خداوند بازگشت میکنند. انسان به حکم مرتبه وجودی خود، این بازگشت را باید به صورت طاعت و عمل اختیاری و انجام وظیفه و به صورت انتخاب و اختیار انجام دهد. انسان با پیمودن طریق طاعت پروردگار واقعاً مراتب و درجات قرب پروردگار را طی میکند؛ یعنی از مرحله حیوانی تا مرحله فوق ملک را میپیماید. این صعود و تعالی یک امر تشریفاتی و اداری نیست، قراردادی و اعتباری نیست، از قبیل بالا رفتن از عضویت ساده یک اداره تا مقام وزارت، و یا از عضویت ساده یک حزب تا رهبری آن حزب نیست، بلکه بالا رفتن بر نردبان وجود است، شدّت و قوّت و کمال یافتن وجود است که مساوی است با زیادت و استکمال در علم و قدرت و حیات و اراده و مشیت و ازدیاد دایره نفوذ و تصرّف. تقرّب به خداوند یعنی واقعاً مراتب و مراحل هستی را طی کردن و به کانون لا یتناهی هستی نزدیک شدن.
[١]. حجر/ ٢٩.[٢]. بقره/ ١٥٦.