مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٣ - سوسیالیسم
است که از این تضادها سرچشمه میگیرد [١] برعکس، اگر سوسیالیسم را به عنوان یک شکل تاریخی مشخص جامعه، شکلی که بعد از گذشتن نیروهای مولّده از یک درجه خاص تکامل، وجود آن ضرورت پیدا میکند تلقی نماییم، سوسیالیسم به صورت یک علم درمیآید [٢]. سوسیالیسم علمی مبتنی است بر بررسی وقایع و تحقیق درباره قوانینی که این وقایع را میآفریند و بهره برداری از تضادهایی که بر جامعه سایه افکندهاند و تفهیم طبقات زجرکشیده به نقش تاریخی آنها در مبارزاتی که در پیش روی دارند.
در اینکه انسان و روح عدالتخواهی انسان خود عاملی است مستقل و اصیل و پیدایش اینچنین انسانهایی جزء قوانین طبیعت و خلقت است- نظیر چشم هستند برای پیکر انسان و حیوان- و انسان، تنها، مخلوق تاریخ نیست، خالق و آفریننده تاریخ نیز هست ما تردیدی نداریم؛ و در اینکه شرایط مادی اجتماع خود عامل مؤثری است برای گردش تاریخ، باز هم نباید تردید کرد. سوسیالیسم به اصطلاح تخیلی نقش زمینههای مادی و تضادهای اجتماعی و طبقاتی را نادیده نمیگیرد، اما عامل تغییرات را منحصراً تضادهای اجتماعی نمیداند. اما اینکه سوسیالیسم را از چه نظر باید علم بدانیم، مسئله مهمی است که احتیاج به توضیح دارد. ما در ورقههای «اسلام و سرمایه داری و سوسیالیسم» گفتهایم که قوانین اقتصادی و اجتماعی را از دو نظر میتوان مورد مطالعه قرار داد: یکی از آن نظر که وقایع و
[١] اینکه تغییر شکل اجتماعی معلول روح عدالتخواهی باشد یا تغییر شرایط اقتصادی، یک مطلب است، و اینکه یک سلسله حقوق طبیعی هست که سوسیالیسم یا نوعی دیگر زندگی را نتیجه میدهد، مطلب دیگر است.[٢] ولی تاریخ خلاف آن را نشان داد؛ و از طرف دیگر علمی بودن سوسیالیسم هیچ گونه نیازی به این گونه فرض حرکت تاریخ ندارد، بلکه فرضاً جبر تاریخ به شکلی که مارکسیستها ادعا کردهاند درست باشد، ماتریالیسم تاریخی علم است نه سوسیالیسم. مثل این است که بگوییم قوانین جنین شناسی حکم میکند که کودک به دنیا بیاید، پس کودک علم است. این اشکال، اشکال مهم و قابل توجهی است. حداکثر علمی بودن این است که راه علمی ایجاد و وصول به آن نشان داده شده است.
پس سوسیالیسم، علمی است نه علم. بهتر است که تعبیر علمی بکنیم نه علم آنچنانکه در متن آمده است.