مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥ - حکم تکلیفی و حکم وضعی
ائمه اطهار مکرر این کلمه را به کار بردهاند، بعضی از اصحاب خود را امر به تفقّه کردهاند و یا آنها را «فقیه» خواندهاند. شاگردان مبرّز ائمه اطهار در همان عصرها به عنوان «فقهای شیعه» شناخته میشدهاند.
کلمه « فقه » در اصطلاح علما
در اصطلاح قرآن و سنت «فقه» علم وسیع و عمیق به معارف و دستورهای اسلامی است و اختصاص به قسمت خاص ندارد، ولی تدریجاً در اصطلاح علما این کلمه اختصاص یافت به «فقه الاحکام».
توضیح اینکه علمای اسلام تعالیم اسلامی را منقسم کردند به سه قسمت:
الف. معارف و اعتقادات، یعنی اموری که هدف از آنها شناخت و ایمان و اعتقاد است که به قلب و دل و فکر مربوط است، مانند مسائل مربوط به مبدأ و معاد و نبوّت و وحی و ملائکه و امامت.
ب. اخلاقیات و امور تربیتی، یعنی اموری که هدف از آنها این است که انسان از نظر خصلتهای روحی چگونه باشد و چگونه نباشد، مانند تقوا، عدالت، جود و سخا، شجاعت، صبر و رضا، استقامت و غیره.
ج. احکام و مسائل عملی، یعنی اموری که هدف از آنها این است که انسان در خارج عمل خاصی انجام دهد، و یا عملی که انجام میدهد چگونه باشد و چگونه نباشد، و به عبارت دیگر «قوانین و مقررات موضوعه».
فقهای اسلام کلمه «فقه» را در مورد قسم اخیر اصطلاح کردند، شاید از آن نظر که از صدر اسلام آنچه بیشتر مورد توجه و پرسش مردم بود مسائل عملی بود. از این رو کسانی که تخصصشان در این رشته مسائل بود به عنوان «فقهاء» شناخته شدند.
حکم تکلیفی و حکم وضعی
لازم است بعضی اصطلاحات خاص فقها را ذکر کنیم. از آن جمله این است که فقها احکام را، یعنی مقررات موضوعه الهی را، به دو قسم تقسیم میکنند: حکم تکلیفی، حکم وضعی.
حکم تکلیفی یعنی وجوب، حرمت، استحباب، کراهت، اباحه.