مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣ - جنگهای صدر اسلام
جنگ با توده مردم جایز نیست، توده مردم که گناهی ندارند، توده مردم بیخبرند، ولی آیا با آن رژیم فاسدی که یک اعتقاد پوسیدهای را تکیه گاه خود قرار داده و از آن مانند زنجیری بر گردن مردم استفاده میکند و مانع نشر دعوت اسلام در میان آن مردم است جنگیدن جایز است که این مانع از سر راه ملت برداشته بشود یا نه؟ و در واقع با این محیط اختناق، مبارزه کردن جایز است یا جایز نیست؟ از نظر اسلام این هم جایز است برای اینکه خود این یک نوع قیام در برابر ظلم است، گو اینکه خود این مظلوم بسا هست به این ظلم توجه ندارد، او تقاضا نکرده است. ولی لزومی ندارد تقاضا شده باشد.
آیا تقاضای کمک لازم است؟
مسئله تقاضا هم مسئلهای است، که آیا مظلوم اگر تقاضای کمک کرد کمک دادن بر ما جایز یا واجب است، یا حتی اگر تقاضای کمک هم نکند بر ما جایز بلکه واجب است؟ لزومی ندارد تقاضای کمک کند؛ همین قدر که در واقع آن مظلوم، مظلوم باشد که این ظلم یک سدی و مانعی برای سعادت او به وجود آورده است و نمیگذارد از دعوتی که سعادت آن مردم در آن دعوت است آگاه شوند و اگر بشنوند و آگاه شوند خواهند پذیرفت، اسلام میگوید این مانعی را که به صورت دولت در مقابل توده مردم وجود دارد میتوانید بزنید و بردارید.
جنگهای صدر اسلام
بسیاری از جنگهایی که در صدر اسلام واقع شد تحت همین عنوان بود. مسلمین که میآمدند بجنگند میگفتند: ما با تودههای مردم جنگی نداریم، با حکومتها میجنگیم برای اینکه تودهها را از ذلت و بردگی این حکومتها نجات بدهیم. رستم فرخزاد از آن عرب مسلمان پرسید که هدفتان چیست؟ او گفت: «لِنُخْرِجَ الْعِبادَ مِنْ عِبادَةِ الْعِبادِ الی عِبادَةِ اللَّهِ» هدفمان این است که بندگان خدا را، این مردمی که شما به لطائف الحیل و به زور در زیر یوغ بار بردگی و بندگی خودتان کشیدهاید، از بندگی و بردگی شما بیرون بیاوریم و آزادشان کنیم و بنده خدای متعال و بنده خالقشان بکنیم نه بنده بشری مثل خودشان.
پیغمبر اکرم در نامهای که به اهل کتاب نوشت مخصوصاً این آیه قرآن را