مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٥ - ارزش
باز میپرسیم بهای پشم مربوط به چه چیز است؟ مانند اول جواب میدهیم مربوط به مواد اولیه، یعنی بهای گوسفند منهای استخوانها، گوشت، پوست و غیره، و مربوط به مقداری کار است (یعنی چیدن پشم).
بهای گوسفند نیز مربوط به بهای تغذیه و نگهداری آن است. بدین طریق بالاخره کلیه مخارج لازم برای تولید هرگونه کالا مربوط به مصرف کار میگردد. پس اگر استدلال خود را همینطور ادامه دهیم بالاخره بیگمان به جایی میرسیم که چیز دیگری وجود ندارد جز کار طبقات مختلف کارگر و موادی که در طبیعت وجود دارند. ولی مادام که کار آن مواد را از صورتی به صورت دیگر درنیاورده نمیتوانند در مخارج تولید به حساب درآیند.
ایرادی که بر بیان فوق میتوان گرفت یکی این است که بعضی کالاها ساخته و پرداخته از طبیعت دریافت میشود و قیمت آنها متناسب با کاری که روی آنها صورت میگیرد نیست، مانند ماهیها، آهوها. در حقیقت میتوان گفت کاری روی آنها صورت نمیگیرد، لهذا دولتها این گونه منابع ثروت را یعنی دریاها و جنگلها را ملی و عمومی اعلام میکنند و ثروت عمومی به شمار میآورند. ثانیاً اگر کار ارزش ذاتی دارد و چیز دیگری در ارزش دخالت ندارد، چرا یک کالا که مشابه آن از جنس مرغوبتر تهیه شده (نه با کار بیشتر) یا ابتکاری در یک جهت آن صورت گرفته که آن را مفیدتر کرده و یا فرم و شکل عالیتری دارد، به محض ورود این جنس، مشابه اوّلی از میدان رقابت خارج میشود بدون اینکه کار بیشتری صورت گرفته باشد؟ ثالثاً حداکثرِ بیان فوق این است که کار نیز خود کالایی است تابع عرضه و تقاضا، بهای این کالا بالا و پایین میرود و اگر برسد به حد صفر یا حدی که حداقلِ زندگی کارگر را تأمین نکند عرضه نخواهد شد و در میان دو کالا که یکی کار کمتر ولی ارزش بیشتری داشته باشد و دیگری کار بیشتر ولی ارزش کمتری داشته باشد اولی انتخاب خواهد شد و قهراً آن که کار بیشتری میخواهد کمیاب خواهد شد و بهایش افزایش پیدا میکند. پس میزان کار در افزایش بها دخالت دارد ولی همه این بیانات میرساند که کار یکی از عوامل ارزش است، وجود سایر عوامل را نفی نمیکند. کار نیز مانند سایر عوامل در شرایط مساوی موجب افزایش بهاست. و رابعاً گاهی علت افزایش بهای یک کالا، مثلًا اتومبیل، ابتکار عالیتری