مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩١ - سفته
وضعی برای خودش به وجود آورده که همیشه سود میبرد و هیچ وقت ضرر نمیکند، به واسطه همین غیرطبیعی بودن ربا است؛ یعنی حالت شترمرغ را پیدا کرده که اگر بگویید بپر، میگوید شترم و اگر بگویید بار ببر، میگوید مرغم. وقتی که وام دهنده پولی را قرض داده، اگر احیاناً تلف شود میگوید تلف شدنش به من مربوط نیست؛ مال من نیست که تلف شده، مال اوست که تلف شده. پای تلف شدن که در میان میآید، آثار مالکیت مقترض بر آن بار میشود نه آثار مالکیت مقرض. میگوید من به تو قرض دادهام و به ذمه تو طلبکارم. ولی پای سود و منافع که در میان میآید، میگوید منفعتش را باید بدهی. در حالی که آن چیزی که متعلق به مقرض است یک امر اعتباری و در ذمه مقترض است و در خارج جریان ندارد. آنچه که جریان دارد همان است که احیاناً تلف میشود، استهلاک دارد، گاهی سودش زیاد میشود، گاهی کم میشود و این متعلق به مقترض است.
بنابراین طبیعت قرض با سود گرفتن ناسازگار است و جور در نمیآید، اصلًا ضد سود داشتن است. در واقع برای قرض، اگر فایدهای داشته باشد و از قرض الحسنه بودن خارج شود، حداکثر فایده در مواردی است که انسان میبیند اگر خودش مالک مالش باشد نمیتواند آن را حفظ کند و تلف میشود. آن را به کسی قرض میدهد تا در ذمه او نگهداری شود و مال او باشد. اگر هم تلف شد، مال او تلف شده است. به همین جهت طبیعت قرض این است که قرض الحسنه باشد، یعنی قرض بدون سود باشد. قرض دادن حقیقتش تملیک و مالک شدن غیر است. به همین دلیل تلف شدن مال بر عهده آن غیر است و این با مطالبه یک سود معین از سوی مقرض طبیعتاً ناسازگار است.
حالا در دنباله مطالب گذشته میپردازیم به بقیه مسائلی که آقای مهندس بازرگان مطرح کرده بودند.
سفته
در میان انواع وامها وام به اصطلاح درماندگان و وام امیدواران را طرح کردیم و رسیدیم به وامی که ایشان تعبیر کردند به وام بستانکاران. و این همان است که بانک آن را به صورت سفته و برات و غیره انجام میدهد و در بازار معمول است، به این