مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - یک نمونه از دو طرز تفکر
جنبه حق به جانب عوام پسندی است که دارد، زیرا صورت حرف این است که میگویند ما از خودمان حرفی نداریم، اهل تعبد و تسلیم هستیم، ما جز قال الباقر علیه السلام و قال الصادق علیه السلام سخنی نداریم، از خودمان حرف نمیزنیم، حرف معصوم را میگوییم.
شیخ انصاری در فرائد الاصول مبحث «برائت و احتیاط» از سید نعمت اللَّه جزایری که مسلک اخباری دارد نقل میکند که میگوید:
آیا هیچ عاقلی احتمال میدهد که در روز قیامت یک بندهای از بندگان خدا را (یعنی یک اخباری را) بیاورند و از او بپرسند تو چگونه عمل میکردی و او بگوید به فرمایش معصومین عمل میکردم و هرجا که کلام معصوم نبود احتیاط میکردم و آنوقت یک همچو آدمی را ببرند به جهنم و از آن طرف یک آدم لاقید و بیاعتنا به سخن معصوم (یعنی یک نفر اصولی و پیرو مسلک اجتهاد) را که هر حدیثی را به یک بهانه طرد میکند ببرند بهشت!! حاشا و کلّا.
جوابی که مجتهدین میدهند این است که این گونه تعبد و تسلیمها تسلیم به قول معصوم نیست، تسلیم به جهالت است. اگر واقعاً محرز بشود که معصوم سخنی گفته ما هم تسلیم هستیم ولی شما میخواهید جاهلانه به هرچه میشنوید تسلیم شوید.
در اینجا برای نمونه که فرق بین طرز فکر جامد اخباری و فکر اجتهادی معلوم شود مطلبی را که اخیراً برخوردهام ذکر میکنم.
یک نمونه از دو طرز تفکر
در احادیث زیادی امر شده تحت الحنک همیشه در زیر گلو افتاده باشد، نه در حال نماز فقط بلکه در همه احوال. یکی از آن احادیث این است: الْفَرْقُ بَینَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُشْرِکینَ التَّلَحّی یعنی فرق بین مسلمان و مشرک تحت الحنک در زیرگلو انداختن است.
عدهای از اخباریین به این حدیث و امثال آن تمسک کرده میگویند همیشه