مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٠ - اخّاذی ظالم
کنند حتی اگر یقین داشته باشد که در صورت عدم اجرای این فرمان خسارت خیلی شدیدی به خود او وارد میشود یا حداکثر خودش را میکشند، آیا این مجوّز میشود برای شخص مُکرَه که اقدام به قتل یک بیگناه بکند؟ و آیا به حکم اکراه و اجبار شدیدی که پشت سرش هست که حداکثر به قتل او منجر میشود، این اجازه را به او میدهند؟ میگویند: نه، لا اکراهَ فِی الدِّماءِ در مورد دماء اکراه نیست. اگر این عذر پذیرفته بود، پس باید لشکریان یزید و معاویه که یک عدهشان واقعاً همینطور بودهاند و تهدید میشدهاند معذور باشند. آنها را تهدید میکردند که اگر نکنید، خانهتان را خراب میکنیم و حقوقتان را قطع میکنیم و میکشیمتان و از این حرفها. نه، لا اکراهَ فِی الدِّماءِ در مورد دماء اکراه نیست.
خسارت در اموال
اما در مورد اموال. اگر من تهدید بشوم به اینکه فلان ضرر مالی را باید به شخصی بزنی، در اینجا مسئله تفصیل دارد. یک وقت است که انسان به اشدّ از آن خسارتی که باید بزند تهدید میشود، مثلًا میگویند این کار را باید بکنی و الّا خودت را میکشیم. اینجا هیچ مانعی ندارد که این کار را بکند و او هم ضامن نیست بلکه آن فرمان دهنده ضامن است، یعنی خسارت را باید فرمان دهنده بپردازد نه فرمانبردار.
اما یک وقت است که ضرر تهدید به اندازه خسارت نیست. آنوقت باید دید مساوی آن است یا کمتر از آن. غالباً میگویند: همینقدر که در مورد امر مالی اکراه صدق کند، انسانِ مُکرَه معذور است و مُکرِه (اکراه کننده) ضامن است. این در مورد فعل تسبیبی که واسطه فعل، شخص مکرَه باشد.
اخّاذی ظالم
یک مسئله دیگر هم هست که مورد ابتلاست و آن اینکه شخصی مثلًا برای اخذ مال خودش از بدهکار- بخصوص اگر حق باشد- به فرد ظالمی رجوع میکند و این ظالم خسارتی را به بدهکار وارد میآورد؛ یعنی غیر از آن مالی که از او پس میگیرد و به صاحب اصلیاش میدهد، یک خسارتی هم از او میگیرد. نظیر اینکه کسی سندی دارد، سندش را به اجرا میگذارد- به فرض اینکه مجبور نباشد- آنوقت دادگستری میآید و یک حق اجرا هم از آن شخص میگیرد. آیا آن بدهکار