مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤ - عقل
اما قسمت دوم یعنی لوازم احکام: هر حکم از طرف هر حاکم عاقل و ذی شعور طبعاً یک سلسله لوازم دارد که عقل باید در مورد آنها قضاوت کند که آیا فلان حکم، لازم فلان حکم هست یا نه، و یا فلان حکم مستلزم نفی فلان حکم هست یا نه؟.
مثلًا اگر امر به چیزی بشود، مثلًا حج، و حج یک سلسله مقدمات دارد از قبیل گرفتن گذرنامه، گرفتن بلیط، تلقیح، احیاناً تبدیل پول، آیا امر به حج مستلزم امر به مقدمات آن هم هست یا نه؟ به عبارت دیگر: آیا وجوب یک چیز مستلزم وجوب مقدمات آن چیز هست یا نه؟.
در حرامها چطور؟ آیا حرمت چیزی مستلزم حرمت مقدمات آن هست یا نه؟.
مسئله دیگر: انسان در آنِ واحد قادر نیست دو کاری که ضد یکدیگرند انجام دهد، مثلًا در آنِ واحد هم نماز بخواند و هم به کار تطهیر مسجد که فرضاً نجس شده بپردازد، بلکه انجام یک کار مستلزم ترک ضد آن کار است. حالا آیا امر به یک شیء مستلزم این هست که از ضد آن نهی شده باشد؟ آیا هر امری چندین نهی را (نهی از اضداد مأمورٌ به را) به دنبال خود میکشد یا نه؟.
مسئله دیگر: اگر دو واجب داشته باشیم که امکان ندارد هر دو را در آنِ واحد با یکدیگر انجام دهیم بلکه ناچاریم یکی از آندو را انتخاب کنیم، در این صورت اگر یکی از آن دو واجب از دیگری مهمتر است قطعاً «اهم» (مهمتر) را باید انتخاب کنیم.
حالا این سؤال پیش میآید که آیا در این صورت تکلیف ما به «مهم» به واسطه تکلیف ما به «اهم» به کلی ساقط شده است یا سقوطش در فرضی است که عملًا اشتغال به «اهم» پیدا کنیم؟ نتیجه این است که آیا اگر اساساً رفتیم و خوابیدیم، نه اهم را انجام دادیم و نه مهم را، فقط یک گناه مرتکب شدهایم و آن ترک تکلیف اهم است و اما نسبت به تکلیف مهم گناهی مرتکب نشدهایم چون او به هر حال ساقط بوده است، یا دو گناه مرتکب شدهایم، زیرا تکلیف مهم آنگاه از ما ساقط بود که عملًا اشتغال به انجام تکلیف اهم پیدا کنیم، حالا که رفتهایم خوابیدهایم دو گناه مرتکب شدهایم؟.
مثلًا دو نفر در حال غرق شدناند و ما قادر نیستیم هر دو را نجات دهیم اما قادر هستیم که یکی از آندو را نجات دهیم. یکی از این دو نفر متقی و پرهیزکار و خدمتگزار به خلق خداست و دیگری فاسق و موذی است ولی به هر حال نفسش