مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤ - اجتهادِ ممنوع
اجتهادِ ممنوع
اما اجتهادی که از نظر ما ممنوع است به معنای تقنین و تشریع قانون است؛ یعنی مجتهد حکمی را که در کتاب و سنت نیست با فکر خودش و رأی خودش وضع کند.
این را در اصطلاح «اجتهاد رأی» میگویند. این گونه اجتهاد از نظر شیعه ممنوع است ولی اهل تسنن آن را جایز میدانند. آنها منابع تشریع و ادلّه شرعیه را که ذکر میکنند میگویند: کتاب و سنت و اجتهاد. اجتهاد را که مقصود همان «اجتهاد رأی» است در عرض کتاب و سنت قرار میدهند.
این اختلاف نظر از اینجا سرچشمه میگیرد که اهل تسنن میگویند احکامی که به وسیله کتاب و سنت تشریع شده محدود و متناهی است و حال آنکه وقایع و حوادثی که پیش میآید نامحدود است، پس یک منبع دیگر غیر از کتاب و سنت لازم است معین شده باشد برای تشریع احکام الهی و آن همان است که از او به «اجتهاد رأی» تعبیر میکنیم. در این زمینه احادیثی هم از رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت کردهاند. از آن جمله اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله هنگامی که معاذ بن جبل را به یمن میفرستاد از او پرسید در آنجا چگونه حکم میکنی؟ گفت مطابق کتاب خدا. فرمود اگر حکم را در کتاب خدا نیافتی چگونه حکم میکنی؟ گفت از سنت پیغمبر خدا استفاده میکنم. فرمود اگر در سنت پیغمبر خدا نیافتی چه خواهی کرد؟ گفت: اجْتَهِدُ رَأیی یعنی فکر و ذوق و سلیقه خودم را به کار میاندازم. احادیث دیگری هم در این زمینه روایت کردهاند.
در اینکه «اجتهاد رأی» چگونه است و به چه ترتیبی باید صورت بگیرد، در میان اهل تسنن اختلاف نظر است. شافعی در کتاب معروف خود به نام الرّسالة- که اولین کتابی است که در علم اصول فقه نوشته شده و بنده در کتابخانه مجلس دیدهام- بابی دارد به نام باب اجتهاد. شافعی در آن کتاب اصرار دارد که اجتهاد که در احادیث آمده منحصراً «قیاس» است. قیاس اجمالًا یعنی موارد مشابه را در نظر بگیریم و در قضیه مورد نظر خود مطابق آن موارد مشابه حکم کنیم.
ولی بعضی دیگر از فقهای اهل تسنن اجتهاد رأی را منحصر به قیاس ندانستهاند، «استحسان» را نیز معتبر شمردهاند. استحسان یعنی اینکه مستقلًا بدون اینکه موارد مشابه را در نظر بگیریم ببینیم اقرب به حق و عدالت چیست و ذوق و عقل ما چگونه میپسندد همانطور رأی بدهیم. و همچنین است «استصلاح» یعنی