مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - حِسبه و احتساب در تاریخ اسلام
میکنند و میگویند این دیگر وظیفه عامه مردم نیست. عامه حق ندارند از پیش خود دست به این گونه کارها بزنند. این مرتبه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه حاکم شرعی و یا کسی است که از طرف حاکم شرعی اجازه و دستور این کار را داشته باشد. اگر به عامه مردم اجازه این کارها داده شود مستلزم هرج و مرج در اجتماع میشود.
مسائل دیگری هم معمولًا در ذیل مبحث امر به معروف و نهی از منکر از طرف فقها عنوان میشود که در حقیقت از این باب نیست، باب جداگانهای است، از قبیل اینکه حدود و تعزیرات را چه کسی باید انجام دهد؟ آیا در زمان غیبت امام این وظیفه متوجه فقهاست یا نه؟ «حدود» عبارت است از مجازاتهایی که از طرف شارع اسلام حد و اندازهاش برای همه معین شده، مثل حد دزدی و حد زنا. و «تعزیر» عبارت است از مجازاتهایی برای خلافکاریهایی که شارع اسلام برای آن خلافکاریها مجازاتهایی در حد و میزان معینی قرار نداده و آن را در هر موردی به نظر شخص حاکم قرار داده که برحسب علل و عوامل مختلفی که در هر موضوع هست هر اندازه میداند و مصلحت اقتضا میکند آن را تعیین کند.
حدود و تعزیرات هم مثل امر به معروف و نهی از منکر برای این جهت تشریع شده که جلوی منکرات گرفته شود و کارهای خوب تأیید و تقویت شود.
این بود خلاصه مطالبی که در اطراف آنها معمولًا بحث میشود و ضمناً از همین مختصر معلوم میشود که طرز بحث و بیان در اطراف این مطلب چگونه بوده است.
آنچه من میخواهم در حاشیه این مطلب صحبت کنم اشاره مختصری است به تاریخچه امر به معروف و نهی از منکر در اسلام از لحاظ عمل، یعنی مسلمین چگونه و به چه نحو با این اصل روبرو شدند؟ و چه جور عمل کردند و اجرا نمودند. در پایان، بحث مختصر دیگری اضافه خواهم کرد.
حِسبه و احتساب در تاریخ اسلام
در حدود هزارسال پیش تقریباً، این اصل در جامعه اسلامی و حکومت اسلامی دایره و تشکیلاتی به وجود آورده که در تاریخ اسلام آن دایره، دایره حسبه یا احتساب نامیده میشود و قرنها ادامه یافت. من تاریخ دقیق پیدایش دایره حسبه را نمیدانم که از چه زمانی پیدا شده و به این نام نامیده شده، ولی قدر مسلّم این