مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٩ - چرا تقلید میت جایز نیست؟
فضائل و ملکات عالیه باشند بعضی از فقهای شیعه هستند نه همه آنها. این حدیث به اعتبار جملههای آخرش یکی از مدارک مسئله اجتهاد و تقلید است.
پس معلوم شد هرکدام از اجتهاد و تقلید بر دو قسم است: مشروع و ممنوع.
چرا تقلید میت جایز نیست؟
مسئلهای ما در فقه داریم که از مسلّمات فقه ماست و آن اینکه تقلید میت ابتدائاً جایز نیست. تقلید میت اگر جایز باشد فقط در ادامه دادن تقلید کسی است که در زمان حیاتش از او تقلید میکردهاند و حالا مرده است. تازه، ادامه دادن تقلید میت هم باید با اجازه و تصویب مجتهد حی باشد. من به ادلّه فقهی این مسئله کاری ندارم، همین قدر میگویم بسیار فکر اساسی است اما به شرط اینکه هدف این مسئله روشن شود.
فایده اول این فکر این است که وسیلهای است برای بقای حوزههای علمی دینی که ادامه پیدا کند و علوم اسلامی محفوظ بماند، نه تنها محفوظ بماند بلکه روز به روز پیش برود و تکامل پیدا کند و مشکلات حل نشده حل شود.
اینطور نیست که همه مشکلات ما در قدیم به وسیله علما حل شده و دیگر اشکالی و کاری نداریم. ما هزاران معما و مشکل در کلام و تفسیر و فقه و سایر علوم اسلامی داریم که بسیاری از آنها به وسیله علمای بزرگ در گذشته حل شده و بسیاری باقی مانده و وظیفه آیندگان است که حل کنند و تدریجاً در هر رشتهای کتابهایی بهتر و جامعتر بنویسند و این رشته را ادامه بدهند و جلو ببرند، همان طوری که در گذشته نیز تدریجاً تفسیر را جلو بردند، کلام را جلو بردند، فقه را جلو بردند.
این قافله نباید در سیر خود توقف کند. پس تقلید مردم از مجتهدین زنده و توجه به آنها یک وسیلهای است برای ابقاء و تکامل علوم اسلامی.
علت دیگر این است که مسلمین هر روز با مسائل جدید در زندگی خودشان روبرو میشوند و نمیدانند تکلیفشان در این مسائل چیست. فقهای زنده و زنده فکری لازم است که به این حاجت بزرگ پاسخ بدهند. در یکی از اخبار اجتهاد و تقلید آمده: وَ امَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعوا فیها الی رُواةِ احادیثِنا [١]. حوادث واقعه همان
[١] احتجاج طبرسی، ج ٢/ ص ٢٨٣ [و اما در حوادث واقعه به راویان احادیث ما رجوع کنید.] و به جای «احادیثنا» «حدیثنا» آورده است.