مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٨ - مسئله ارث
میبرند، لکن باید دانست که ارث به جای اینکه سبب اتحاد افراد خانواده بشود بیشتر موجب افتراق و اختلاف ایشان میگردد.
در جواب دلیل سوم طرفداران ارث میگوید:
اصل نفع اجتماعی نیز که طرفداران سرمایه داری برای موجه ساختن ارث دلیل میآورند مورد قبول سوسیالیستها نیست. اینها میگویند اگر آدمیان به ارث گذاردن هم علاقه نداشتند باز بسیاری از آنها در نتیجه عادت، ذوق یا جاه طلبی به کار خود ادامه میدهند.
سوسیالیستها گذشته از اینکه ادلّه طرفداران ارث را رد میکنند ادلّه جداگانهای نیز بر بطلان ارث ذکر میکنند از قبیل قطع رابطه کار و مالکیت، فساد اخلاق و عاطل و باطل ماندن ورّاث، مقدمه شدن برای اینکه بعد از چند نسل ثروتها در نقطههای خاصی متمرکز شود و بیعدالتی (عدم مساوات و اختلاف طبقاتی) به وجود بیاید.
البته ما بعداً راجع به این سه دلیل سوسیالیستها بحث خواهیم کرد. اکنون به سه دلیل طرفداران ارث، با توجه به نظر مخالف سوسیالیستها، میپردازیم.
مقدمتاً باید بگوییم مثل این است که ارث در میان غربیها تابع وصیت و داخل در باب وصیت است، در صورتی که میدانیم ارث در اسلام غیر از وصیت است.
وصیت حق مالک است و ارث حکم فرضی الهی خارج از اختیار مورّث. در غرب یک شخص میتواند تمام دارایی خود را به شخص دلخواه خود حتی به سگ خود یا گربه عزیز خود به عنوان ارث منتقل کند، اما در اسلام اینچنین آزادی وجود ندارد و ثروت خواه ناخواه به نسبتهای معین میان فرزندان و پدر و مادر و همسر تقسیم و تجزیه میشود.
اما راجع به دلیل اول: سخن طرفداران ارث مبنی بر اینکه نتیجه منطقی مالکیت حق ارث گذاشتن است، درست نیست. مدعای سوسیالیستها در اینکه اجتماع هم ذی حق است درست است ولی دلیل سوسیالیستها و همچنین استنتاج آنها صحیح نیست. آنها میگویند به این دلیل اجتماع حق دارد که در ایجاد ثروت فرد شریک است زیرا فرد در حمایت اجتماع زندگی کرده و از زحمات دیگران (گذشتگان و