مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٧ - بانک یک رابط است
مسئله ضرورت بانکها آقای مهندس بازرگان بهتر از دیگران مطلب را تشریح کردند، مخصوصاً در مسئله اصلی بانکها. یک وقت انسان بانک را از نظر حواله پول و این طور چیزها بررسی میکند. درست است که اینها مشروع است ولی مسئله اصلی بانکها اینها نیست، آنچه که بانک را بانک کرده اینها نیست. آنچه که در مجموع به دست میآید این است که مسئله اصلی یک ضرورت است. حالا این ضرورت را میتوانید بگویید عصر جدید به وجود آورده یا نه، این ضرورت در عصرهای قدیم هم بوده ولی حلش نکرده بودند. به هر حال چنین چیزی در جامعه امروز هست.
بانک یک رابط است
مسئله عمده بانک که اگر نباشد جایش خالی میماند و بعد باید دید آن جا را به چه وسیله میشود پر کرد، این مسئله است که بانک یک رابط و واسطی است میان جمع کردن سرمایهها از یک طرف و به کار انداختن نیروهای انسانی از طرف دیگر.
یعنی این را باید انصاف داد که ولو اینکه بانک در روش و عمل خودش یک سلسله کارهای ظالمانه انجام بدهد- و انجام هم میدهد- ولی در عین حال این جهت را هم نباید انکار کرد که همین بانکها سبب شده که یک عده از مردم از جمله خود صاحبان سهام بانکی و بیشتر از آنها مردمی که پولهای راکدی دارند و خودشان اهل اینکه این پولها را به جریان بیندازند نیستند و اگر هم به جریان بیندازند در یک طرحهای خیلی کوچک به جریان میاندازند [پول خود را به وسیله بانک در طرحهای قابل توجه به جریان بیندازند.] یعنی از یک طرف یک مقدار سرمایههای در واقع معطل و بیکار هست و از طرف دیگر یک عاملهای انسانی هستند که آمادهاند یک سلسله کارهایی را با یک سرمایههایی انجام بدهند و خودشان آن سرمایه را ندارند. بانک اینجا یک نقش رابطی دارد. از یک طرف سرمایههای مردم را جمع میکند و با یک سودی که به آنها میدهد آنان را تشویق میکند که سرمایه اضافیشان را به نام پس انداز یا سپرده در بانک بگذارند. از طرف دیگر افراد دیگری که میخواهند کار کنند و احتیاج به سرمایه دارند، به بانک مراجعه میکنند.
بانک همان سرمایه خودش را به علاوه سرمایههای کوچکی که جمع کرده در اختیار اینها قرار میدهد، البته با سودی بیشتر از مقدار سودی که به صاحبان