مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٦ - تربیت اجباربردار نیست
اینجا حتی در میان علمای اسلام هم دو نظر است: بعضی طوری نظر دادهاند که معنی نظرشان این است که توحید جزء حقوق عمومی انسانهاست، پس جنگیدن به خاطر توحید مشروع است، چون دفاع از حق انسانیت است، مثل جنگیدن برای آزادی ملتی دیگر است. ولی عده دیگر طوری نظر میدهند که معنی حرفشان این است که توحید جزء حقوق فردی و یا حقوق ملی ملتهاست و به حقوق انسانی مربوط نیست، بنابراین کسی حق ندارد به خاطر توحید مزاحم فرد دیگر بشود. کدامیک از اینها درست است؟
اموری که طبعاً اجباربردار نیست
ما حالا نظر خودمان را عرض میکنیم ولی قبل از آن یک مطلب دیگر را باید بگوییم که شاید این دو نظر به حسب نتیجه یکی بشود و آن این است که بعضی از مسائل اکراه بردار و اجباربردار است ولی بعضی دیگر از مسائل خودش فی حد ذاته اجباربردار نیست، طبیعتش این است که باید اختیاری باشد.
مثلًا فرض کنید بیماری خطرناکی پیدا شده میخواهند واکسنی تزریق کنند.
اینجا میشود افراد را مجبور کرد که بیایند واکسن بزنند؛ حتی اگر کسی حاضر نشد، بیایند به زور دست و پایش را ببندند و هر چقدر بخواهد دست و پا بزند ولو در حال بیهوشی آمپول را به او تزریق کنند. این کار اجباربردار است ولی بعضی از چیزهاست که اجباربردار نیست و جز از طریق اختیار و انتخاب امکان ندارد. مثلًا تزکیه نفس و تربیت عالی اینچنین است. اگر بخواهیم مردمی را به نحو عالی تربیت کنیم یعنی به نحوی تربیت کنیم که این مردم فضیلتها را به عنوان اینکه فضیلت است بپذیرند و انتخاب کنند و بدیها را به عنوان اینکه بد است و نقص در انسانیت است اجتناب کنند، مثلًا از دروغ تنفر داشته باشند و برای راستی احترام و اهمیت قائل باشند، این کار به زور شلاق نمیشود.
تربیت اجباربردار نیست
به زور شلاق میشود نگذاشت کسی دزدی کند ولی با زور شلاق نمیشود روح کسی را امین کرد و الا اگر کسی مثلًا احتیاج داشت به اینکه تهذیب نفس بشود و شخصیت اخلاقیاش خیلی عالی بشود میبردندش یکصد شلاق به او میزدند، بعد