مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٥ - ارزش اضافی
از محصول کار خود زندگی میکند نمیتوان سرمایه نامید، در صورتی که همین چکش در یک کارخانه که در آنجا ارزش اضافی ایجاد میگردد جزء سرمایه محسوب میشود.
تعبیر بالا که ابزار تولید هنگامی نام سرمایه دارد که برای استثمار نیروی کار مزدور به کار رود، مصادره به مطلوب در تعریف است.
در صفحه ٥٩ تحت عنوان «سرمایه ثابت و سرمایه متغیر» میگوید:
در بخش پیش شرح دادیم که افزار تولید و نیروی کار را مجموعاً «سرمایه» مینامند. در این بخش تفاوت اساسی که بین افزار تولید از طرفی و نیروی کار از طرف دیگر وجود دارد شرح میدهیم: اول افزار تولید مثلًا یک ماشین را در نظر میگیریم. همه میدانیم که یک ماشین میتواند مدت زیادی دوام کند و در تولید کالاهای مختلف شرکت کند.
البته در این مدت ماشین رفته رفته در اثر استعمال کهنه و فرسوده میشود ... حالا فرض کنیم یک ماشین ده هزار ریال خریده شده و این ماشین مدت ده سال دوام و کار میکند، پس در هر سال به اندازه یک دهم از بهای اصلی آن کم میشود و به بهای کالایی که در هر سال به کمک این ماشین تولید میشود منتقل میگردد. این انتقال بهای ماشین به بهای کالا را «استهلاک سرمایه» مینامند ... این استدلال درباره یک قسمت دیگر از سرمایه که شامل مواد اولیه و مواد کمکی است صحیح نمیباشد، زیرا این مواد فقط یک بار در جریان تولید دخالت دارند ... کلیه ارزش این مواد یکباره به کالای جدید منتقل میگردد. با وجود این تفاوت، این دو قسمت از سرمایه دارای یک وجه اشتراکاند که ذکر آن کمال اهمیت را دارد و آن این است که نه ابزار تولید و نه مواد اولیه و کمکی قادر به ایجاد ارزش جدید نیستند، بلکه فقط میتوانند ارزش خود را به کالای جدید منتقل سازند. این انتقال فقط به واسطه وجود کار تحقق مییابد.
اگر مقصود این است که افزار تولید و مواد اولیه و کمکی به تنهایی قادر به ایجاد