مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٢ - سوسیالیسم
در سالهای بعد هم از میان نرفت و تحت عناوین سوسیالیسم هومانیسم (سوسیالیسم مبتنی بر اصالت انسانی) و هومانیسم (اصالت انسانی) و پرسونالیسم (اصالت شخصیت) بار دیگر رونق یافت. امروز هم مانند اوایل قرن اخیر نویسندگان بسیاری سوسیالیسم را نه به عنوان یک شکل تاریخی جامعه که نتیجه منطقی تحول اقتصادی است، بلکه به عنوان سیستم حاضر و آمادهای که به نظر آنها باید جانشین کاپیتالیسم گردد به ما معرفی میکنند. آنها نیز مانند پیش کسوتان خود از قوانین تاریخ و بخصوص از تضادهایی که بر جامعه جدید حکمفرمایی میکند بیخبر هستند. آنها نیز به عقل و روح عدالتخواهی رجوع میکنند و طبقات جامعه را در نظر نمیگیرند و تنها به انسان چشم دارند.
توهم بزرگ سوسیالیسم تخیلی پیش از آنکه به محتوی سیستم ارتباط داشته باشد، مربوط بدین است که این نوع سوسیالیسم کمترین توجهی به درجه تکامل مرحله تاریخی مورد نظر ندارد [١] موضوع جبر تاریخ مورد قبول است اما نه جبر اقتصادی. اینها عوامل جبر را کاملًا نشناختهاند. در باب سوسیالیسم از دو جهت باید بحث کرد: یکی از نظر خود تئوری و فرضیه به عنوان اینکه بهترین رژیم زندگی بشر چیست؟ دیگر از نظر اجرا و عمل و اینکه آیا میتواند تماماً یا بعضاً قبل از کاپیتالیسم وجود پیدا کند یا نه؟
فرضاً ما بپذیریم که جامعهای قبل از پیمودن کاپیتالیسم قادر نیست به سوسیالیسم برسد، دلیل نمیشود که فرضیه خاص سوسیالیستی را خیالی بدانیم.
ایضاً در صفحه ١٠ میگوید:
باری، برای اینکه این یا آن تغییر شکل اجتماعی امکان پذیر شود باید شرایط فنی و اقتصادی آماده و مهیا گردند. سوسیالیسم تخیلی عملًا نشان میدهد که تغییر شکل اجتماعی را نتیجه روح عدالتخواهی انسانها میداند، در حالی که این تغییرات حاصل تضادهای اجتماعی و مبارزاتی
[١] چه تکاملی؟ تکامل انسان یا ابزار؟