مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠ - راه حل ها - ملی کردن بانکها
معامله نیست.] البته همانطور که عرض کردم ممکن است حرام باشد. حرمت تکلیفی را با حرمت وضعی نباید اشتباه کنیم. خیلی موارد، حلال تکلیفی است ولی در حد یک حرامْ مبغوض است مثل طلاق که پیغمبر صلی الله علیه و آله میفرماید: با یک طلاق عرش الهی میلرزد. ابْغَضُ الْحَلالِ عِنْدَ اللَّهِ الطَّلاقُ. ممکن است کسی بگوید چیزی که اینقدر مبغوض است که به موجب آن عرش الهی میلرزد، چرا نگفتهاند منسوخ یا حرام است؟ پاسخ این است که طلاق چیزی است که اسلام میخواهد واقع نشود اما نمیخواهد از طریق زور واقع نشود که گویی اسلام میگوید من نمیگذارم واقع بشود. میخواهد طوری باشد که مردم این کار را نکنند، چون ازدواج یک پیوند عاطفی است، پای عاطفه در میان است؛ یعنی میخواهد خانواده براساس روابط عاطفی باقی بماند نه اینکه اساس خانواده که روابط عاطفی است از بین برود و اسلام بگوید من میخواهم به زور این پیوند را برقرار کنم. نظیر این است که مریدها اعتقاد و ارادتشان از امام جماعت سلب شود. باید عادلش بدانند تا پشت سرش نماز بخوانند، و ممکن است اسلام هم خیلی متأسف باشد که چرا مردم به این آدم خوب ارادت ندارند. ولی حالا که ارادت ندارند، به زور پاسبان نمیشود مردم را کشید داخل مسجد. این کار فی حدذاته زوربردار نیست. لهذا [درباره طلاق] میگوید ابغض الحلال. حلال است و مبغوض. معامله نسیه هم همینطور است. بنابراین مسئله صحت و فساد یک معامله یک مطلب است و مسئله نامطلوب و حرام بودن آن، مطلب دیگر. من خیال میکنم مسئله نسیه جز همان آزادی فروشنده در تعیین نرخ جنس خود چیز دیگری نیست. البته اگر حکومت اسلامی قانونی برای نسیه معین کند که قیمت نباید از حد معینی بیشتر باشد، قانونِ فوق قانون است و مانعی ندارد.
راه حل ها - ملی کردن بانکها
مسئله سوم مسئله مهم راه حلها بود. مخصوصاً در اینجا باید سراغ آقای مهندس بازرگان و آقای مهندس طاهری رفت که ضرورت بانک را خوب تشریح و تحلیل کردند، به ویژه آن ضرورت اصلی را که رابط بودن بانک است میان صاحبان سرمایه و محتاجان یا تولیدکنندگانی که احتیاج به سرمایه دارند.
ببینیم این مسئله را به چه شکل میخواستند حل کنند. راه حلی که آقای