مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٣ - بیان فقهی
بیان فقهی
در مسئله ربا گرفتن دولت احتمالًا میتوان بدون توجه به فلسفه، از نصوص هم مطلبی را استنباط کرد و آن این است که فقها نوعی استنباط دارند که آن را «الغاء خصوصیت» مینامند و چیزی است نظیر قیاس منصوص العلّة. الغاء خصوصیت یعنی گاهی در یک موردی دلیلی وارد میشود که ما اگر خیلی جمود به ظاهر لفظ بکنیم نمیتوانیم از آن تجاوز کنیم، اما حتی عرف هم به ما اجازه میدهد که از ظاهر لفظ بگذریم؛ یعنی استدلال ما فلسفه بافی نیست، بلکه خود عرف هم ما را تأیید میکند و میگوید این جمود است. حالا من مثال اعلایش را ذکر میکنم.
اخباریین ما خیلی معروفند به اینکه جامد بودند. اینها خیلی جمود به ظاهر لفظ دارند. از جمله جمودهایی که برایشان نقل میکنند و میخندند- البته من در کتابهای خودشان ندیدهام؛ ممکن است برایشان ساخته باشند- این است: میدانیم مستحب است که در کفن میت نوشته شود که او شهادت میدهد به وحدانیت خداوند و به رسالت پیغمبر، و میگویند دلیلش این است که حضرت امام جعفرصادق علیه السلام در کفن فرزندشان اسماعیل نوشتند: اسْماعیلُ یشْهَدُ انْ لا الهَ الَّا اللَّهُ وَ انَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللَّهِ. اینها میگویند در کفن هرکس که میخواهیم این جمله را بنویسیم باید بنویسیم: اسْماعیلُ یشْهَدُ ... چون حضرت صادق علیه السلام به همین صورت نوشت. میگوییم حضرت صادق که نوشتاسْماعیلُ ... چون مرده اسمش اسماعیل بود. حالا اگر مرده اسمش اسماعیل نبود، باز ما باید بنویسیم اسماعیل ...؟!.
مثال دیگر اینکه مثلًا در نص چنین وارد شده: رَجُلٌ باعَ کذا وَ کذا. از امام سؤال میکنند حکمش چیست؟ امام میفرماید حکمش این است. آیا در اینجا ما میتوانیم جمود کنیم بگوییم در حدیث دارد که مردی چنین کرد، اگر زن باشد این حکم جاری نیست؟! فقها میگویند عرف خودش الغاء خصوصیت میکند. معلوم است که مورد سؤال «رَجُلٌ» بوده، ولی مرد بودن در اینجا خصوصیت ندارد.
این را میگویند الغاء خصوصیت؛ یعنی با اینکه ظاهر لفظ محدود است، ولی این مقدار توسعه با متفاهَم عرف هم جور در میآید. در باب ادلّه ربا ما مواردی میبینیم که اسلام در آن موارد ربایی را که خود تصریح میکند: لاتَظْلِمونَ وَ لاتُظْلَمونَ