مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٩ - سوسیالیسم
٣. در صفحه ٨ (مقدمه) سوسیالیسم مینویسد:
اگر سوسیالیسم را به عنوان عکس العملی در برابر بیدادگری اجتماعی مورد نظر قرار دهیم [١] میتوان گفت از قدیمترین ایام وجود داشته است و تحت عناوین گوناگونی نشانههایی از آن در ادوار قدیم دیده میشود؛ و چنانچه سوسیالیسم یک شکل تاریخی مشخص جامعه تلقی گردد سرچشمه آن در جامعه کاپیتالیستی خواهد بود و در این صورت باید گفت نظریه سوسیالیسم در قرن نوزدهم پا به عرصه وجود گذاشته است.
از این جملهها اینطور فهمیده میشود که یک اصل اولًا برای اینها مسلّم است و آن تفسیر مادی تاریخ است؛ و الا اگر برای فکر اصالتی قائل بشویم چه مانعی دارد که طرح سوسیالیسم در آغاز تاریخ نه به عنوان عکس العملی در برابر بیدادگریها بلکه به عنوان برق هدایتی برای اجتماع که مانند همه جاندارهای دیگر راه خود را با هدایت و بینش- اختیاراً و بدون جبر- طی میکند پیش بینی و بر جامعه عرضه شده باشد. عدالت به مفهوم واقعی خود قبل از سوسیالیسم وجود داشته است و میتواند کوششهای سوسیالیستی با همه شکلهای نوی خود کوششی در راه همان مطلوب قدیمی و ایده آل کهن بشر به شمار رود [٢].
پس سوسیالیسم مفهوم دیگری غیر از عکس العملی از درد و غیر از شکل تاریخی مشخصی از اجتماع دارد و آن یک نظر علمی حقوقی مبتنی بر حقوق واقعی و طبیعی فرد و اجتماع است.
ایضاً مینویسد:
[١] اگر مقصود از این عکس العمل صرفاً فریاد یک مظلوم است، مثل فریاد گوسفند در چنگال گرگ، آن سوسیالیسم نیست، دعوت به نجات است؛ و اگر مقصود فریاد وجدان عدالتخواه است، آن فلسفه دیگر دارد که میتواند مبنای سوسیالیسم واقع شود.[٢] مگر آنکه بگوییم سوسیالیسم مرحله خاص از عدالت است که قبل از این مرحله نمیتواند وجود پیدا کند؛ همچنانکه کاپیتالیسم و فئودالیسم نیز مراحل دیگری از عدالت بودهاند. علیهذا از لحاظ هدایت نیز جامعه در هر مرحلهای به مرتبه خاصی هدایت میشود. اگر اینطور گفته شود مسئله را طوری دیگر باید طرح کرد، دیگر از ظالمانه بودن سرمایه داری نمیتوان- لااقل در آغاز ظهور و رشدش- بحث کرد؛ و قسمت بعدی رد این احتمال است.