مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٨ - فرق امانت و قرض
امانت بخواهد در آن تصرف کند، دیگر امانت نیست؛ تبدیل میشود به قرض. البته مقصودم از تصرف، تصرف از بین برنده است؛ مثل اینکه عین تعویض بشود یا معامله روی آن بشود یا معدوم گردد. اما تصرف در حدی که مثلًا فرشی را زیرپا بیندازند مقصود نیست.
تعویض عین با ماهیت امانت سازگار نیست. نمیشود گفت این قالی را مثلًا اینجا امانت میگذارم و در عین اینکه امانت است شما حق دارید آن را بفروشید و تبدیل به پول یا چیز دیگر بکنید. اگر من اجازه فروش دادم این دیگر از امانت بودن خارج میشود. مسلّم پولهایی که مردم به بانک میسپارند، عنوان امانت ندارد. یعنی بانک در این پولها تصرف میکند و به دیگران قرض میدهد. پس همه این پولهایی که به بانک پرداخت میشود باید اسمش را گذاشت قرض گرفتنهای بانک. معنی هم ندارد که به شکل امانت بماند. یعنی اگر کسی در مقام راه حل بگوید بانک در پولهای مردم تصرف نکند و فقط امانتدار باشد، خواهند گفت راکد ماندن پول، خودش غیر طبیعی و مضر است. بنابراین پول گرفتن بانک عنوان قرض دارد. حالا ببینیم در مواردی که بانک سود پرداخت میکند مثل سپرده موقت و پس انداز، آیا این سودی که میدهد جایز است یا جایز نیست؟.
مسلّم به این شکل که بانک پولی را به عنوان قرض دریافت کند و به موجب قرار سودی پرداخت کند، ربا است و شرعاً اشکال دارد اما اگر قرار سود در بین نباشد- مشتری قرض بدهد و بانک در پرداخت سود آزاد باشد؛ مقرراتی بانک را مجبور نکرده باشد و قرض دهنده هم حق مطالبه برای خود قائل نباشد و بانک به دلخواه خود در پایان مدت مبلغی به صاحب پول اضافه بدهد- مانعی ندارد ولی به عنوان یک معامله و یک قرار قبلی برای پرداخت سود اشکال دارد. و اگر کسی میخواهد از پولی که به بانک میدهد سودی عایدش بشود، حتماً باید شکل دیگری داشته باشد مثلًا بانک برای او معاملهای بکند، که همان شکل مضاربه و غیره میشود و بعد روی آن بحث میکنیم.
قسمت دوم فعالیت بانک نقل و انتقال پول است که البته، هم بدون اشکال است و هم ضروری. بانک، مرکزی است برای نقل و انتقال پول که کاری نظیر کار پست انجام میدهد. مثلًا پولی را در تهران از شما میگیرد و در مشهد به کس دیگری تحویل میدهد و در مقابل این خدمت، پولی میگیرد که کارمزد است و در آن هیچ