مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٩ - سوسیالیسم
جامعه به کار افتد. این امر را ما در روسیه مشاهده میکنیم که در آنجا مالکیت اشتراکی روسی در خدمت جامعه نیست بلکه در خدمت قدرت ملی است. اینچنین وضعیتی در تمام کشورهایی که در آنها مالکیت دولتی اشتراکی جانشین مالکیت فردی شده به چشم میخورد. مالکیت اشتراکی ابزار تولید که سوسیالیستهای قرن نوزدهم با شدت خواستار آن بودند امروز یا به مرحله عمل درآمده و یا در شرف انجام شدن است، لکن مالکیت اشتراکی ابزار تولید به جای آنکه به خدمت جامعه درآید مورد استفاده قدرت ملی قرار گرفته و بدین جهت استثمار انسانها برقرار مانده است.
این جملهها انسان را به یاد گفته سعید رمضان میاندازد که میگوید:
«سوسیالیسم نتوانسته در شوروی خوشبختی ایجاد کند هر چند قدرت ایجاد کرده است.».
اگر مقصود ژرژ بورژن و پیر ریمبر، نویسندگان کتاب سوسیالیسم، این است که مالکیت اشتراکی در شوروی جنبه ملی دارد نه جنبه عمومی و انتر ناسیونالیستی، میگوییم در آنجا حتی اینطور هم نیست و اینکه خودتان میگویید در آنجا هنوز استثمار انسانها موجود است دلیل بر این است که قدرت آنجا و خوشبختی آنجا قدرت ملی نیست، پس چرا نام آن را قدرت ملی میگذارید؟ اگر مقصود این است که در آنجا مالکیت فردی و طبقاتی تغییر شکل داده و تحت عنوان مالکیت اشتراکی طبقه خاصی مالک همه چیزند و استثمار میکنند و آنها همان افراد حزب میباشند و سایر مردم مستثمَر آنها میباشند، مطلب درستی است؛ ولی این را باید شکست سوسیالیسم مادی مارکسیستی در همه جای دنیا نامید. سوسیالیسم مارکس هرگز جامه عمل نخواهد پوشید، هرگز قادر نخواهد بود که جامعه را که طبعاً افرادی ضعیف و قوی و باهوش و کم هوش دارد تنها با تغییر سیستم و شکل اجتماعی و اقتصادی خوشبخت بکند و جلوی استثمار افراد را بگیرد. خوشبختی اجتماع و ریشه کن کردن استثمار متوقف به دو شرط است: یکی سازمان صحیح اجتماعی و مقررات و قوانین عادلانه، و دیگر حکومت یک قدرت معنوی و تسلط یک نیروی غیر مادی بر وجدانها.