مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٧ - مشخّص اصلی سرمایه داری
آیا اینچنین منبعی میتواند مملوک شخصی باشد؟ یا حتماً باید مانند منابع عمومی طبیعی در اختیار عموم باشد؟ ماشین از آن نظر اینقدر قدرت تولید دارد که جای شعور مستقیم انسان را گرفته است، به علاوه نیروی عظیم فلز و بخار و برق و غیره؛ در حقیقت انسان است با عضلات فلزی و نیروی برق و بخار. در حقیقت شعور مخترع است که اینهمه کار با این ابزار را انجام میدهد. ماشین مظهر فکر و شعور مخترع، به عبارت بهتر مظهر پیشرفت و ترقی و تکامل اجتماع است که در اختیار سرمایهدار قرار گرفته است. ماشین یک قطعه فلز ساده مثل کارد نیست که خاصیت شعور طبیعی انسان منفرد باشد، یک چوب ساده نیست که از جنگل بریده شده باشد و به اجتماع بلکه به انسان ارتباط نداشته باشد. ماشین که کار میکند، در حقیقت مغز فلان دانشمند است که با آلات فلزی کار میکند، بلکه مغز اجتماع و ترقی اجتماع است، و بالاخره اجتماع بما هو اجتماع است که به صورت ماشین در طول صدها قرن درآمده و کار میکند؛ نبوغ جامعه انسانی در امتداد تاریخ است که به این شکل درآمده است.
اینجاست که ما میتوانیم ادعا کنیم که سوسیالیسم مارکس واژگونه است، به جای آنکه پایش در زمین و سرش به آسمان باشد، سر در زمین و پا در آسمان دارد.
سوسیالیسم مارکسیسم مبتنی بر این اصل است که ماشین سرمایه ثابت است و نیروی کار سرمایه متغیر؛ در عین حال قادر نیست که ثابت کند چرا نیروی کار یا نیروی بازوی انسان سرمایه متغیر است و ماشین سرمایه ثابت؛ در صورتی که طبق اصل «ارزش کار» ارزش هر دو به اندازه کاری است که صرف تولید آنها شده است و هر چیزی طبق اصول مادی حضرات فقط قادر است حداکثر، کاری که صرف در خودش شده است تولید کند. اما سوسیالیسمی که پایهاش اکنون ریخته میشود مبتنی بر اصل تغیر سرمایه ماشینی است.
سوسیالیسم مارکسیسم حداکثر این است که مدعی میشود سرمایهدار از طریق غیرمشروع سود میبرد، اما چرا سرمایهاش باید از او انتزاع و به اجتماع سپرده شود، جوابی ندارد؛ اما مطابق این سوسیالیسم علتش این است که ماشین تعلق به اجتماع دارد و از اول فرد نمیتواند مالک آن بشود. بعلاوه- چنانکه قبلًا گفتیم و بعداً نیز توضیح خواهیم داد- سوسیالیسم مارکس بیش از آنکه سرمایه داری را ظالمانه جلوه دهد عادلانه جلوه میدهد.