مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩٨ - مشخّص اصلی سرمایه داری
و اما قسمت دوم: این مطلب که اشیاء فقط آن اندازه میتوانند کار ایجاد کنند که کار صرف آنها شده است، اگر کار صرف شده را اعم بگیریم یک مطلب فلسفی است و با قانون لاوازیه ارتباط پیدا میکند که میگوید: «هیچ چیز، موجود و هیچ چیز معدوم نمیشود. موجود شدنها و معدوم شدنها عبارت است از ترکیب و تجزیه؛ و مجموع ماده و انرژی یک مقدار ثابتی دارد.» ولی از طرفی اصل لاوازیه حداکثر این است که در مورد طبیعت مرده صادق باشد نه طبیعت زنده. ما در مقاله «اصالت روح» [١] درباره این مطلب بحث مختصری کردهایم و مطلبی هم از کتاب مقدمهای بر فلسفه تألیف ازوالد کولیه نقل کردهایم. از طرف دیگر این قاعده بر فرض صحت، مربوط به مطلق کاری است که در طبیعت در ایجاد اشیاء صرف میشود. مثلًا پولاد که به وجود میآید سالها بلکه قرنها کار در طبیعت صورت میگیرد تا پولاد به وجود میآید؛ و البته مقدار کاری که انسان برای استخراج و تصفیه و ذوب و غیره میکند نسبت به مقدار کاری که در طبیعت روی پولاد صورت گرفته ناچیز است. مجموع کاری که پولاد انجام میدهد مساوی است با مجموع کاری که صرف تولید و ایجاد آن شده است. اما کاری که صرف تولید پولاد شده منحصر به کارهایی که برای انسان مفید است، یعنی کارهایی که ایجاد ارزش میکند، نیست. مانعی ندارد که پولاد صدها بلکه هزارها برابر کاری که انسان روی آن انجام داده است به نفع انسان انجام دهد؛ همچنانکه ابزارهای ساده مانند بیل و تیشه و تیرچوبی و چرم و نعل کفش نیز مجموع کاری که به نفع انسان میکنند با مجموع کاری که انسان روی آنها صورت داده مساوی نیست. گذشته از همه اینها سخن در این است که آیا ارزش هر چیز مساوی است با ارزش اشیائی که صرف ایجاد آنها شده است؟ و ما از اصل قبول نداریم که ارزش اشیاء بستگی دارد به مقدار کاری که صرف ایجاد آنها شده است، بلکه بستگی دارد به مقدار اثری که از آنها برای انسان هست به علاوه ندرت وجود و قابلیت انحصار ..
و اما قسمت سوم: به عقیده ما کارل مارکس بیش از آن اندازه که سرمایه داری را ظالمانه جلوه بدهد عادلانه جلوه داده است، آن را تبرئه و تطهیر کرده است. در کتاب عقاید بزرگترین علمای اقتصاد میگوید: «کارل مارکس نظریه «ارزش کار»
[١] [در کتاب مقالات فلسفی]