مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٦ - یادداشت اسلام و اقتصاد
و هم خدا بشر را آفریده است و به او نیروهای عضلانی و مغزی و استعدادهای فراوان داده که از مادر زمین بهرهور شود؛ مانند کودکی که از طرفی در پستان مادر شیر قرار داده شده و از طرف دیگر به طفل قوه و غریزه چسبیدن به پستان مادر و مکیدن داده شده است.
در هیچ کدام از این دو عامل- یعنی عامل مورد استفاده و عامل استفاده کننده- نباید موجبات حبس و تعطیل و رکود فراهم شود. به هر عنوان که در یکی از ایندو رکود واقع شود از نظر اسلام مردود است، چه آنکه رکود سرمایه و منابع اولیه باشد و یا رکود فعالیت. رکود منابع و سرمایه، مثل آنچه در مورد زمینِ تحجیر شده در احیاء موات رسیده است که بیش از سه سال حق حبس ندارد، و آنچه در احتکار رسیده، و آنچه در گنج کردن طلا و نقره رسیده است که سال به سال یک دهم به عنوان زکات گرفته میشود تا از حد نصاب بیفتد؛ و رکود فعالیت خواه به صورت بیکاری و کلِّ بر مردم شدن باشد و یا به صورت دیگر، و به همین لحاظ اسلام مالکیت اشتراکی را محکوم میداند، چون امید و آرزو را و اینکه بشر کار را برای نتیجه عاید خود بکند در انسان میمیراند.
کسی نباید گمان کند که اگر مالک خصوصی مالی شد اختیار مطلق دارد، میتواند آن را حبس کند؛ زیرا مطابق آنچه گفتیم خداوند انسان را فاعل و منابع اولیه را قابل آفریده است و [از] این قوه فاعلی خواسته که از آن ماده قابله استنتاج کند. یک زمین مستعد مانند یک زن و یک رحم مستعد است، باید ازدواج کند.
همان طوری که مردی حق ندارد پس از ازدواج زن را حبس کرده و از همخوابگی و مباشرت او امتناع کند و او را مهمل و معطل بگذارد، نیز حق ندارد زمین و یا منبع ثروت دیگری را معطل بگذارد. خود زکات بر طلا و نقره عنوان جریمه دارد.
مالکیت به منزله عقد ازدواج است. عمل در مال و بارور کردن آن به منزله مباشرت با زن است. هدف، تناسب و تکثیر و انتاج است. لهذا علی علیه السلام فرمود:
انَّکمْ مَسْؤولونَ حَتی عَنِ الْبِقاعِ وَالْبَهائِم [١].
[١] نهج البلاغه، خطبه ١٦٥