مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩ - اجتهاد در عصر ائمه
ائمه که مدتی از درس آنها استفاده کرده بودند و احیاناً کتابهایی تألیف کرده بودند میپرسیدند. البته گاهی عین پرسشهایی که از آنها میشد قبلًا پرسش شده بود و جوابش را مستقیماً از ائمه شنیده بودند. ولی غالباً اینچنین نبود، قهراً ضرورت پیدا میکرد که مشکل به طریق دیگر حل شود.
در تاریخ میخوانیم که گاهی شیعیان عراق یا خراسان پرسشهای خود را جمع میکردند و به وسیله مسافران حج به مدینه میفرستادند و تا رسیدن جواب شش ماه و یا یک سال طول میکشید. در بعضی از اوقات ائمه تحت نظر بودند و یا در زندان میزیستند. امام صادق علیه السلام مدتی در زمان منصور تحت نظر بودند و کسی حق ملاقات با ایشان را نداشت.
داستان مردی که مسئلهای داشت و میخواست از امام سؤال کند و چون امام تحت نظر بود امکان ملاقات نبود و آن مرد تدبیری اندیشید به این نحو که به صورت خیارفروش درآمد و به بهانه فروختن خیار وارد خانه امام شد و مسئله را پرسید، معروف است و همه میدانند.
امام موسی بن جعفر علیه السلام چند سال در زندانهای بصره و بغداد بودند و در همان جا از دنیا رحلت کردند.
در این مواقع شیعه چه میکردند؟ آیا مسئلهای رخ نمیداد و یا تمام صور مختلف مسائل قبلًا پرسیده شده بود و جوابهای آمادهای موجود بود؟.
ثانیاً تاریخ شیعه و ائمه شیعه حکایت میکند که امامان، اکابر اصحاب خویش را که مدتها شاگردی کرده بودند و آشنا با اصول و مبادی فقه شیعه بودند تشویق میکردند که بنشینند و فتوا بدهند.
امام صادق علیه السلام به ابان بن تغلب فرمود: اجْلِسْ فی مَسْجِدِ الْمَدینَةِ وَ افْتِ النّاسَ فَانّی احِبُّ انْ یری فی شیعَتی مِثْلُک [١] یعنی بنشین در مسجد مدینه و فتوا بده برای مردم، من دوست دارم مانند تو در شیعیانم دیده شوند. جمله معروف «عَلَینا الْقاءُ الْاصُولِ وَ عَلَیکمُ التَّفْریعُ» را ائمه به اصحاب خود فرمودند.
ثالثاً یکی از اموری که ایجاب میکند اجتهاد را، جمع میان خاص و عام، مطلق و مقید، و حل تعارض اخبار و روایات است و همه اینها در زمان ائمه برای
[١] جامع الرواة و سفینة البحار ذیل احوال ابان.