مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨ - آثار مالکیت
ولی اگر چیزی از ملک انسان خارج شد، به صرف اینکه مالکیت انسان از آن سلب شد، حقوق و منافعی هم که تابع مالکیت است قهراً سلب میشود. از جمله کارهایی که مالک حق دارد انجام دهد، نقل و انتقال است که ممکن است به عوض یا به غیر عوض باشد. و ممکن است نقل و انتقال عین یا نقل و انتقال منفعت باشد.
نقل و انتقال عین به عوض، از قبیل بیع یا فروختن است. مثلًا شخصی کتابی را به دیگری میفروشد. با این عمل، کتاب از ملک فروشنده منتقل میشود به ملک خریدار. از لحظه بیع، خریدار مالک میشود و آثار مالکیت برای خریدار بار است نه برای فروشنده. و در مقابل، پولی که در این بیع مبادله شده، آثار مالکیت فروشنده نسبت به آن بار است.
نقل و انتقال عین بدون عوض مثل هبه است. مثلًا من حق دارم مال خودم را به دیگری ببخشم. این تملیک به غیر عوض است ولی به هرحال تملیک است. و به صرف اینکه من مال خودم را به غیر تملیک کردم از آن لحظه به بعد هر منافعی که داشته باشد متعلق به مُتَّهِب است نه من. مثلًا اگر گوسفند شیردهی را هبه کنم، ساعتی بعد که پستان گوسفند شیر میدهد، این شیر در ملک من تولید نشده بلکه در ملک آن شخص تولید شده است. تلف شدن جنس هم جزء آثار مالکیت است. اگر جنسی تلف شود طبیعتش این است که خسارت آن بر مالک است اعم از اینکه خودبه خود تلف شود یا مالک تلف کرده باشد. ولی اگر دیگری تلف کند، لازمهاش این است که او مثل یا قیمت آن را ضامن است.
گاهی ممکن است مالک، منافع مال خود را تملیک کند در مقابل عوض، نه عین مال را، مثل اجاره. مثلًا من در مدت یک سال خانه خود را اجاره میدهم به مبلغی.
در واقع این اجاره به منزله فروختن منافع خانه است به غیر در مقابل یک پول. در این صورت من مالک عین هستم ولی مالک منفعت در مدت یک سال نیستم؛ و چون مالک عین هستم، در عین حال آثار دیگر مالکیت غیر از ملکیت منفعت بر من بار است. آثار دیگر مالکیت مثل این است که اگر قیمت ملک ترقی کند، در ملک من ترقی کرده و اگر خودبه خود تلف شود ضررش بر من وارد شده. اگر دیگری اعم از مستأجر یا غیر مستأجر آن را تلف کند ضامن پرداخت بهای آن میباشد.
در بعضی موارد، اثر مالکیت این است که طرف، مالک انتفاع میشود نه مالک