مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٥ - مالکیت از نظر فلسفی
کار خود را به دیگران واگذارند ظلم و استثمار است. منع کردن آنها نیز از اینکه کار بیشتری انجام دهند و الزام به اینکه در حد ضعیفترین کارگران کار کنند، آن نیز ظلم است هرچند استثمار نیست. بعلاوه در هر دو صورت مانع ترقی و پیشرفت و تکامل اجتماع است زیرا قبلًا گفتهایم که دو چیز مانع رشد و ترقی اجتماع است و هر دو نوعی ظلم و اجحاف هم هست؛ یکی حبس و توقیف مواد اولیه به وسیله مالکیت افرادی معدود، که لازمه رژیم سرمایه داری است، و یکی حبس و توقیف منبع انسانی و نیروی انسانی و جلوگیری از مسابقه، که لازمه رژیم اشتراکی است.
در صورت اول از آن نظر که مشوّق و محرّکی قوی و نیرومند از افراد سلب میگردد و در صورت دوم عملًا مانع فعالیت و کوشش افراد- با اینکه تفاوت میان افراد احیاناً از زمین تا آسمان است- شدهایم.
و اما مسئله اینکه زمین مثلًا باید از ثروتهای عمومی باشد و یا چنانکه ما ثابت خواهیم کرد که ماشین از آن نظر که مظهر ترقی اجتماع است و محصول ماشین را نمیتوان محصول غیر مستقیم سرمایهدار دانست بلکه محصول غیر مستقیم شعور و نبوغ مخترع است و آثار شعور و نبوغ نمیتوان مالک شخصی داشته باشد پس ماشینهای تولید نمیتواند به اشخاص تعلق داشته باشد، اینها مسئله دیگری است، اینها نفی مالکیت فردی نیست، الغاء مالکیت خصوصی نیست، بلکه مالکیت اشتراکی در موارد خاصی است که موجبات آن اقتضا میکند در آن موارد، مالکیت، اشتراکی و اجتماعی باشد نه فردی؛ همان طوری که در اسلام انفال از ثروتهای عمومی شمرده میشود. اسلام نه با قبول مالکیت عمومی در مثل انفال مالکیت فردی را بهطور مطلق طرد کرده و نه با قبول مالکیت فردی مالکیت عمومی را نفی کرده است؛ در آنجا که پای کار افراد و اشخاص است مالکیت فردی را معتبر میشمارد و در آنجا که پای کار ا فراد و اشخاص نیست مالکیت را جمعی میداند.
علیهذا اسلام با اینکه طرفدار مالکیت جمعی بعضی سرمایههاست از آنجا که مالکیت اشتراکی در محصول کار افراد را نمیپذیرد مگر به رضایت و قرارداد آنها پس یک مسلک اشتراکی نیست نظیر سایر اشتراکیتها، و از آن جهت که سرمایههای طبیعی و صناعی را متعلق به شخص نمیداند به نوعی اشتراکیت قائل است. این است مقام اسلام در میان سرمایه داری و سوسیالیسم.