مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٢ - آزادی فکر یا آزادی عقیده
این است که از حقوق انسانیت نیست، به خاطر این است که خودش فی حدذاته قابل اجبار نیست که قرآن هم گفته: لااکراه فی الدین، و الا واقعاً جزء حقوق انسانیت است.
آزادی فکر یا آزادی عقیده
یک مسئله دیگر هم اینجا هست و آن اینکه در مورد آزادی عقیده، فرق است میان «آزادی فکر» و «آزادی عقیده». فکر منطق است. انسان یک قوهای دارد به نام قوه تفکر که در مسائل میتواند حساب کند و براساس تفکر و منطق و استدلال انتخاب کند، ولی عقیده به معنی بستگی و گره خوردگی است. ای بسا عقیدههایی که هیچ مبنای فکری ندارد، مبنایش صرفاً تقلید است، تبعیت است، عادت است، حتی مزاحم آزادی بشر است. آنچه که از نظر آزادی بحث میکنیم که باید بشر در آن آزاد باشد فکر کردن است. اما اعتقادهایی که کوچکترین ریشه فکری ندارد، فقط یک انعقاد و یک انجماد روحی است که نسل به نسل آمده است، آنها عین اسارت است و جنگیدن برای از بین بردن این عقیدهها جنگ در راه آزادی بشر است نه جنگ علیه آزادی بشر. آن کسی که آمده در مقابل یک بت که خودش به دست خودش ساخته از او حاجت میخواهد، او به تعبیر قرآن از یک حیوان خیلی پستتر است؛ یعنی عمل این آدم کوچکترین مبنای فکری ندارد، اگر فکرش یک ذره تکان بخورد این کار را نمیکند. این فقط یک انعقاد و انجماد است که در دل و روحش پیدا شده و ریشهاش تقلیدهای کورکورانه است. او را باید به زور از این زنجیر درونی آزاد کرد تا بتواند فکر کند. بنابراین کسانی که آزادی تقلید و آزادی زنجیرهای روحی را به عنوان آزادی عقیده تجویز میکنند اشتباه میکنند. آنچه ما به حکم آیه «لا اکراه فی الدین» طرفدار آنیم آزادی فکر است نه آزادی عقیده. باز هم در این باره بحث میکنیم.