مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩ - تعریف قرض
منفعت؛ یعنی مالک منافع نمیشود ولی حق دارد از منفعتی که مال دیگری است بهره برداری کند، مثل ودیعه یا امانت. کسی که به عنوان ودیعه مالی را از ما میگیرد مثلًا لباسی را امانت میگیرد، باز هم مالک منفعت این لباس، ما هستیم؛ یعنی ما منفعت آن را به او تفویض نکردهایم که از ملک خود خارج کرده باشیم ولی به او اجازه و حق دادهایم که از آن منتفع بشود. لذا در باب ودیعه کسی که میگیرد مالک منفعت نیست ولی حق انتفاع دارد.
یکی از مواردی که در اعتبارات عرفی، مالک حق دارد در مورد مال خودش انجام بدهد قرض دادن است. طبیعت قرض دادن چیست؟
تعریف قرض
قرض نه بیع است نه صلح است نه اجاره است نه هبه است و نه ودیعه. چیز دیگری غیر از اینهاست. در تعریف قرض گاهی گفتهاند تملیک به عوض. ولی گفتهاند این تعریف درست نیست؛ قرض تملیک به ضمان است. یعنی شخصی که مال خودش را به دیگری قرض میدهد، با قرض دادن، آن را از ملک خودش خارج کرده و دیگری را مالک آن نموده است. در این جهت با بیع و هبه هیچ فرقی نمیکند.
بیع، تملیک است و اخراج از ملکیت خود و داخل کردن در ملکیت غیر. هبه هم اخراج از ملکیت خود و داخل کردن در ملکیت غیر است. قرض هم اخراج از ملکیت خود و داخل کردن در ملکیت غیر است با این تفاوت که در اینجا معاوضه نیست؛ به عوض قرض، مثل بیع چیزی در ملک قرض دهنده وارد نشده. هبه مطلق هم نیست. تملیک به ضمان است؛ یعنی من از ملک خودم خارج کردم و طرف را متعهد نمودم و ضامن کردم به مثل آن اگر مثلی باشد، و به قیمت آن اگر قیمی باشد.
امور مثلی که متشابه هستند مانند پول، گندم و امثال اینها که وقتی انسان قرض میدهد، عین را به طرف تملیک کرده ولی او در عهده خودش باید عوض این عین را بدهد؛ یعنی قرض دهنده از ساعت قرض دادن دیگر مالک آن نیست. پس مالک چیست؟ مالک مثل و یا قیمت آن است که آن مثل یا قیمت در ذمّه طرف است.
طبیعتاً همین قدر که چیزی از ملک کسی خارج شد، آثار مالکیت هم از او سلب میشود، هم اثر منفیاش و هم اثر مثبتش. اثر مثبتش مالکیت منافع است یعنی قبلًا اگر این مال تولید منفعت میکرد به وسیله تجارت، یا نموّی داشت و یا مثل