مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٨ - اقتصاد سالم
اختصاصی است و هم تربیت ایمانی دارد و راه درآمد غیر مشروع را بسته است.
ما هیچ احتیاجی نداریم به تزی که از آن سوی دیوار آهنین یا از ماوراء بحار برای ما بیاورند، تز اسلام کافی است. ما باید بهطور قطع بدانیم که از راه مشروع صد پارچه ملک درست نمیشود. در حدیث است که: «ده هزار درهم از راه مشروع جمع نمیشود» [١]. البته این، نسبت به زندگی آن روز است؛ مقصود این است که همیشه درآمد مشروع حد معینی دارد و بالاتر از آن از راه مشروع به دست نمیآید؛ نه اینکه اگر به دست آمد باید از او گرفت. غلطترین تزها تحدید مالکیت است. ما سر جوال را ول کردهایم و اصل «مِنْ أَینَ لَک هذا» را فراموش کردهایم و از راه تحدید و اشتراک میخواهیم وارد شویم. تز «مِنْ أَینَ لَک هذا» که تز عمر است از تز تحدید مالکیت یا اشتراک بسیار ارجمندتر است [٢].
***. خلاصه و کلاسه مطلب اینکه: اسلام طرفدار تقویت بنیه اقتصادی است اما نه به عنوان اینکه اقتصاد خود هدف است یا تنها هدف است، بلکه به عنوان اینکه هدفهای اسلامی بدون اقتصاد سالم و نیروی مستقل اقتصادی میسر نیست؛ اما اسلام اقتصاد را یک رکن از ارکان حیات اجتماعی میداند، لهذا به خاطر اقتصاد به سایر ارکان ضربه و لطمه نمیزند. اسلام طرفدار این نظریه که سرچشمه درآمد تقاضاها و تمایلات است نیست، بلکه معتقد است باید تمایلات با مصالح عالی و همه جانبه بشریت تطبیق بکند، از این رو فصل مهمی در اسلام هست به نام «مکاسب محرّمه».
درآمد مشروع از نظر اسلام یعنی درآمدی که از طرفی محصول فعالیت شخص باشد یا لااقل جنبه استثمار نداشته باشد، و از طرف دیگر از لحاظ مصرف، قابلیت مصرف شدن مشروع و مفید داشته باشد و به اصطلاح فقها جنس مورد معامله دارای «منفعت محلَّله مقصوده» باشد؛ به عبارت سوسیالیستها هدف منافع اجتماع باشد نه پرکردن جیب شخص.
[١] وسائل الشیعه جلد ١٢، کتاب التجارة، باب ٨، ص ٢١، به نقل از تهذیب ج ٢/ ص ١٠٠[٢] رجوع شود به عبقریة عمر عقّاد.