مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٧ - جامد فکرها
چگونه ممکن است مخالفت ائمه اهل بیت با قیاس، براساس مخالفت با دخالت عقل در کار دین باشد و حال آنکه آنها به تبع قرآن مجید عقل را حجت باطن و نبی درونی میدانستند [١] فقهای شیعه نگفتند که ادلّه استنباط چهار است: کتاب، سنت، اجماع، قیاس؛ همچنان که نگفتند ادلّه استنباط سه است: کتاب، سنت، اجماع؛ بلکه گفتند ادلّه استنباط چهار است: کتاب، سنت، اجماع، عقل. پس معلوم میشود علما و فقهای شیعه به پیروی از دستور اهل بیت، نوعی از مداخله رأی و نظر را که به نام قیاس نامیده میشد باطل میشناختند ولی حق عقل را در اجتهاد و استنباط محفوظ میداشتند.
بعلاوه میدانیم که به موازات بحث قیاس در فقه که مورد قبول بعضی از ائمه جماعت و انکار بعض دیگر از خود آنها بود بحث دیگری کلامی در همان عصر مطرح شد که در واقع یک ریشه داشت و آن بحث معروف حسن و قبح عقلی بود.
طرفداران قیاس در فقه در این مسئله کلامی طرفدار حسن و قبح عقلی، و منکرین قیاس منکر حسن و قبح عقلی شدند ولی علمای شیعه با اینکه با قیاس در فقه مخالفت کردند از حسن و قبح عقلی طرفداری کردند و لهذا در شمار عدلیه درآمدند، و این خود میرساند که مخالفت با قیاس براساس مخالفت و انکار عقل نبوده است.
جامد فکرها
این مطلب قابل انکار نیست که در میان علمای شیعه افراد زیادی پیدا شدند که ترس از قیاس آنها را به بیماری جمود مبتلا کرد. هم در شیعه و هم در سنی از این جامدفکران زیاد بودند. اینها وقتی که با مسئلهای مواجه میشدند اگر دستور خاصی در آن مورد رسیده بود جواب میدادند و اگر حدیث و دستور خاصی نرسیده بود لب فرو میبستند و جوابی نمیدادند، نه قیاس میکردند و نه در پی اجتهاد صحیح و استخراج اصول از فروع بودند. شیخ طوسی- آنچنان که از سخن وی در مقدمه مبسوط و هم عُدّة الاصول برمیآید- گرفتار چنین جامدفکرانی بوده
[١] اصول کافی، جلد اول، کتاب العقل و الجهل